نسبت توسعه و حفاظت در شهر باز خوانی مدل توسعة شهر یزد از منظرتعامل میان رویکردهای توسعه و حفاظت از بخشهای قدیم در بازه زمانی قرن 5 تا 13 هجری
نویسندگان
1 استادیار مجتمع هنر و معماری، دانشگاه یزد
2 عضو هیأت علمی دانشکده هنر و معماری، دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
10.22059/jfaup.2015.56370چکیده
نسبت توسعه و حفاظت، از موضوعات چالشبرانگیز در ادبیات شهرسازی به شمار میرود. از زمان شکلگیری نظریات و تئوریهای مرمت و توسعه شهری، رویکردهای متفاوتی در راستای پاسخگویی به این چالش پیش رو، پدید آمده است. برخی، اقدامات حفاظتی را مانعی در مسیر پیشرفت و توسعه تلقی کرده و عدهای، توسعه را مانعی در مسیر حفاظت از سرمایههای انسانی میدانند. در مقاله حاضر، مدل توسعه شهر تاریخی یزد با تجربه حیاتی چند صد ساله، در بازه زمانی قرن 5 تا 13 ه.، با استناد بر روش تحقیق توصیفی_ تاریخی و استدلال منطقی مورد مطالعه قرار گرفته است. بازخوانی این مدل موفق توسعه از منظر چگونگی تعامل رویکردهای توسعه و مؤلفههای حفاظتی، میتواند راهکاری کاربردی را در پاسخ به چالش موجود ارائه دهد. بررسی مشخصات این مدلِ توسعه - توسعة حفاظت محور-، بیانگر اهمیت تعامل پویا میان رویکردهای توسعه و حفاظت و توجه به بخشهای موجود در راستای حفظ تداوم حیات شهری است؛ این مدل از توسعه، در قالب اقدامات زایشی (نوسازی) و تکمیلی (بازسازی، بهسازی و نوسازی)، نه تنها زمینهساز رشد کمّی شهر بوده، بلکه ارتقای کیفی بخشهای موجود شهری را نیز با اولویت دادن به اقدامات حفاظتی موجب شده است.