واکنش اگروفیزیولوژیکی پنبه به محلولپاشی تعدیلکنندههای تنش در کشت رایج و تأخیری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زراعت، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد سبزوار، گروه زراعت و اصلاح نباتات، سبزوار، ایران
2 گروه زراعت و اصلاح نباتات، واحد سبزوار، دانشگاه آزاد اسلامی، سبزوار، ایران
3 گروه زراعت و اصلاح نباتات، واحد سبزوار، دانشگاه آزاد اسلامی، سبزوار، ایران
doi
10.22034/csrar.2021.284747.1094چکیده
به منظور بررسی واکنش اگروفیزیولوژیکی پنبه به محلولپاشی تعدیلکنندههای تنش در کشت رایج و تأخیری آزمایشی به صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در دو سال زراعی 95-96 و 97-96 انجام شد. فاکتورهای مورد بررسی تاریخ کشت در دو سطح کشت رایج (15 و 20 اردیبهشت، به ترتیب برای سال اول و دوم) و کشت تأخیری (20 و 17 خرداد، به ترتیب برای سال اول و دوم) به عنوان کرت اصلی و نوع تعدیلکننده تنش در چهار سطح (شاهد، سالیسیلیک اسید، گلایسین بتائین و سدیم نیتروپروساید) و زمان مصرف تعدیلکنندههای اسمزی در دو سطح (گلدهی و گلدهی+ غوزهدهی) به صورت فاکتوریل به عنوان کرت فرعی در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که محلولپاشی در مرحله گلدهی+ غوزهدهی هم در کشت رایج و هم در کشت تأخیری سبب افزایش تعداد شاخه زایشی، تعداد غوزه در بوته، عملکرد وش و عملکرد الیاف شد. بالاترین تعداد غوزه در بوته در کشت رایج با محلولپاشی گلایسین بتائین (15/2) و در کشت تأخیری با محلولپاشی سالیسیلیک اسید (8/7) به دست آمد. درحالیکه در کشت رایج محلولپاشی با سالیسیلیک اسید سبب افزایش عملکرد وش (47 درصد) شد اما در کشت تأخیری عملکرد وش واکنشی به نوع تعدیلکننده مصرفی نشان نداد. بیشترین عملکرد وش (به ترتیب با مقادیر 1265 و 1537 کیلوگرم در هکتار) هم در مرحله گلدهی و هم در مرحله گلدهی+ غوزهدهی با محلولپاشی سدیم نیتروپروساید به دست آمد. از نظر عملکرد الیاف و عملکرد بذر در کشت رایج محلولپاشی با سدیم نیتروپروساید و در کشت تأخیری محلولپاشی با سالیسیلیک اسید نسبت به سایر تعدیلکنندهها بهتر بود. در مجموع نتایج این آزمایش نشان داد که کشت در تاریخ مناسب و محلولپاشی با سالیسیلیک اسید در مرحله گلدهی+ غوزهدهی مناسبترین تیمار برای به دست آوردن بیشترین عملکرد وش در پنبه در شرایط تنش شوری میباشد.