تجربهی زیباییشناختی محیط
نویسندگان
1 استاد دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران
2 کارشناس ارشد طراحی شهری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران
doi
10.22059/jfaup.2014.55399چکیده
در طول تاریخ بشریت، «زیبایی» همواره یکی از اجزای جداییناپذیر نیازهای انسان بوده، به طوری که مناقشه در مورد منشأ این مفهوم قدمتی حداقل 2.500 ساله داشته، مسیر خود را از قطعیت آغاز کرده، به عدم قطعیت منتهی شده و همواره در طیفی میان دو قطب ذهنیت و عینیت در حرکت بوده است؛ بدین صورت که در یک سر این طیف، نظریهپردازان، زیبایی را فارغ از ادراککننده و در پدیدهها میجویند، و در سر دیگرِ طیف، آن را در چشم بیننده دیده و صرفاً مشروط بر خشنودی حواسّ انسانی میپندارند. با نظر به شکلگیری خوانشهای جدیدتر از تجربهی زیباییشناختی، فقدان مطالعات در این حوزه و به خصوص در متون شهرسازی و طراحی شهری در ایران و اهمیت پرداختن به این مهم به لحاظ تأثیری که بر سلامت انسان و کارآیی زیستشناختی وی دارد، نوشتار حاضر سعی داشته با نظر به پدیدهی زیبا و با اتخاذ سه دیدگاه زیستشناختی، ادراکی و روانشناسیِ گشتالت منشأ زیبایی را در ادراککننده پیگیری کند و به دید بالنسبه جامعی از زیبایی و جایگاه آن در فرآیند ادراکی انسان دست یابد. بر این اساس، لذت زیباییشناختی تنها محدود به حسّ بینایی و تظاهر بیرونی شهر نیست، بلکه حاصل تأثیر کلیهی مقاصد طراحی بر حواسّ انسانی است.