تعیین ترکیب بهینه متغیرهای ورودی با استفاده از آزمون گاما برای مدلسازی پتاسیم قابل جذب در سیستم عصبی-فازی (مطالعه موردی: منطقه میانکنگی؛ زابل)
نویسندگان
1 گروه علوم مهندسی خاک، دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل، زابل، ایران
2 گروه علوم مهندسی خاک، دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل، زابل، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه علوم مهندسی خاک، دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل، زابل، ایران
doi
10.22034/csrar.2020.119092چکیده
یکی از مراحل مهم و پیچیده برای مدلسازی غیرخطی، پیش پردازش دادههای ورودی به منظور انتخاب ترکیبی مناسب از آنها در مدل میباشد. در این مطالعه آزمون گاما برای انتخاب ترکیب بهینه متغیرهای ورودی در مدلسازی پتاسیم قابل جذب استفاده شد. برای تعیین بهینه تعداد دادههای مورد نیاز برای مدلسازی از آزمون M استفاده شد. به منظور مدلسازی تعداد هشت متغیر ورودی استفاده گردید. مدلسازی پتاسیم قابل جذب با استفاده از تعداد نقاط بهینه، متغیرهای منتخب با خوشهبندی کاهشی در سیستم عصبی فازی انجام شد. نتایج نشان داد که شش متغیر شامل (درصد رس، سیلت، ماده آلی، هدایت الکتریکی، رطوبت اشباع و pH) ترکیب بهینه متغیرها در مدلسازی پتاسیم قابل جذب در منطقه میانکنگی میباشند. همچنین با استفاده از خروجی آزمون M تعداد 112 داده (60 درصد دادهها) برای بخش آموزش مدلسازی مناسب تشخیص داده شد. نتایج حاکی از این واقعیت است که روش M در قسمت آموزش از دقت و سرعت مناسبی نسبت به روش آزمون و خطا در یافتن تعداد مناسب دادههای ورودی، برخوردار میباشد. نتایج حاصل از مدلسازی نیز بیانگر آن بود که روش عصبی فازی توانایی و عملکرد بالایی در برآورد مقدار پتاسیم قابل جذب در خاکهای منطقه میانکنگی را داشته است (R2=0.90 و RMSE=4.27). همچنین، در این تحقیق، در راستای مدلسازی و پیشبینی پتاسیم قابل جذب، درصد کربن آلی مهمترین ورودی شناخته شد.