پدیدارشناسی حاشیهنشینی و چالش عدالت در معماری شهر مشهد
نویسندگان
1 مشهد. بلوار سرافرازان. سرافرازان 9 . دانشگاه اقبال لاهوری. گروه روانشناسی
2 دانشجوی دکتری هنر، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 مربی گروه هنر، موسسه آموزش عالی فردوس، مشهد، ایران
doi
10.48311/udd.2026.117752.82810چکیده
اهداف: این پژوهش به بررسی ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فضایی پدیده حاشیهنشینی در شهر مشهد و تبیین رابطه آن با مفهوم توسعه شهری پرداخته است. زمینه شکلگیری تحقیق، گسترش فقر فضایی و افزایش نابرابری در کلانشهر مشهد است و رشد سریع سکونتگاههای غیررسمی روبهرو بوده است. روشها: روش پژوهش توصیفی–تحلیلی با رویکرد کیفی پدیدارشناسی است و دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با چهارده نفر از ساکنان مناطق حاشیهای جمعآوری و بر اساس روش کولایزی تحلیل شدهاند. یافتهها: یافتهها نشان میدهد که ساکنان این نواحی با مجموعهای از مشکلات ساختاری و روانی مواجهاند؛ از جمله احساس ناامنی، اضطراب مزمن، طرد اجتماعی، بیارزشی، خستگی و ناامیدی، اما در عین حال نوعی مقاومت درونی و امید پنهان برای تغییر در آنان مشاهده میشود. عوامل کلیدی تداوم فقر فضایی شامل نابرابری اقتصادی، ضعف سیاستگذاری شهری، تمرکز خدمات در هسته مرکزی، و فقدان مشارکت اجتماعی است. نتیجهگیری: نتیجهگیری پژوهش بیانگر آن است که بدون رویکردی یکپارچه در حوزههای مسکن، اشتغال، آموزش و توانمندسازی اجتماعی، مدیریت پایدار مناطق حاشیهای ممکن نیست. راهکارهای پیشنهادی شامل توسعه محلهمحور، برنامهریزی مشارکتی، بازتوزیع عادلانه منابع شهری و تقویت حس تعلق اجتماعی در میان ساکنان است. این مطالعه تأکید میکند که گذار از فقر فضایی به برابری شهری، مستلزم بازتعریف عدالت فضایی و مشارکت واقعی شهروندان در تصمیمسازیهای شهری است.