اثر تلقیح بذر با سویه های مختلف باکتری محرک رشد گیاه بر کمیت و کیفیت عملکرد عدس (Lens Culinaris L.) در شرایط دیم
نویسندگان
1 دانش آموخته فوق لیسانس آگروتکنولوژی، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 گروه مهندسی گیاهپزشکی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
4 گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22034/saps.2024.58098.3103چکیده
مقدمه و اهداف: با افزایش جمعیت جهان و افزایش تقاضا برای محصولات کشاورزی، به کارگیری روشهای پایدار و سازگار با محیط زیست برای افزایش تولید گیاهان زراعی نیاز است. بنابراین اثر سویههای مختلف باکتری محرک رشد بر کمیت و کیفیت عملکرد عدس در شرایط دیم بررسی شد. مواد و روشها: براساس یافتههای قبلی، از کلکسیون باکتریهای محرک رشد گیاه غرب ایران، 10 سویه انتخاب شدند. سپس از بین آنها، شش سویه برتر (Bacillus megaterium, Pseudomonas putida, Bacillus cereus, Bacillus sp., Bacillus licheniformis, Achromobacter sp.) در آزمایش مقدماتی گلخانهای انتخاب شد و اثر آنها بر کمیت و کیفیت عملکرد و برخی خصوصیات رشدی سه رقم عدس (محلی کردی، بیله سوار و کیمیا) به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی انجام شد یافتهها:نتایج نشان داد، رقمهای کیمیا و محلی کردی به ترتیب با 1750 و 1290 کیلوگرم در هکتار بیشترین و کمترین عملکرد دانه را داشتند. درصد پروتئین دانه رقم محلی کردی (60/19 درصد) به طور معنیداری از رقمهای اصلاح شده کیمیا و بیلهسوار بیشتر بود. باکتریهای محرک رشد گیاه سبب افزایش معنیدار عملکرد دانه و زیستتوده و درصد پروتئین دانه شدند. بیشترین عملکرد دانه و زیستتوده به ترتیب در تیمار با سویههای Bacillus licheniformis و Pseudomonas putida با 1640 و 4600 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده، اعمال تیمار باکتری محرک رشد گیاه میتواند یکی از راهکارهای موثر و دوستدار محیط زیست جهت افزایش کمیت و کیفیت عملکرد دانه عدس در کشت دیم مناطق خشک و نیمه خشک باشد.