اثر تاریخ کاشت و تراکم های مختلف گیاهان پوششی بر کنترل علف های هرز و عملکرد سویا (Glycine max L.)

نویسندگان

1 گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

2 دانشیار مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اردبیل (مغان)، ایران

3 عضو هیات علمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اردبیل (مغان)، ایران

4 گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.

5 گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

doi
10.22034/saps.2024.58295.3108
چکیده

مقدمه و اهداف: پژوهش حاضر به­منظور بررسی تأثیر تاریخ­ کاشت گیاهان پوششی و تراکم­های مختلف بر عملکرد و اجزای عملکرد سویا در رقابت با علف­های هرز و همچنین معرفی بهترین تیمار در طی دو سال زراعی انجام گردید. مواد و روش­ها: آزمایش به­صورت طرح فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار در سال­های زراعی 1400-1399 و 1401-1400 در مزرعه پژوهشی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اردبیل (مغان) اجرا شد. فاکتورهای مورد مطالعه شامل تاریخ کاشت گیاهان پوششی در دو سطح (هم­زمان و سه هفته بعد از کاشت سویا)، تراکم کاشت آن­ها در دو سطح (توصیه شده و سه برابر توصیه شده) و نوع گیاه پوششی در 12 سطح (شامل جو پاییزه، یولاف زراعی، چاودار پاییزه، گندم پاییزه، شبدر برسیم، شبدر ایرانی، شبدر لاکی، شبدر شیرین زرد، شبدر قرمز، یونجه یکساله، خلر و ماشک گل­خوشه­ای) بود. همچنین، دو تیمار شاهد نیز، به­صورت کشت خالص سویا (بدون کشت گیاه پوششی) همراه با سم­پاشی و بدون سم­پاشی علیه علف­های هرز در کنار هر تکرار در نظر گرفته شد. یافته­ها: تجزیه واریانس داده­ها نشان داد که اثر ساده و متقابل تیمارهای آزمایش در اکثر صفات معنی­دار بود. کمترین تراکم علف­های هرز در مراحل اول و سوم نمونه­برداری در تیمار کشت شبدر برسیم در بین ردیف­های سویا در تاریخ دوم و تراکم دوم (به­ترتیب50/10 و 50/5 بوته در متر مربع) به­دست آمد. در مرحله دوم نمونه­برداری تیمار کشت خلر در بین ردیف­های سویا در تاریخ دوم و تراکم دوم کمترین تراکم علف­های هرز (17/11 بوته در متر مربع) را داشت. همچنین، کمترین میزان زیست توده علف­های هرز در هر سه مرحله نمونه­برداری مربوط به تیمار کشت شبدر برسیم در بین ردیف­های سویا در تاریخ دوم و تراکم دوم (به­ترتیب 40/1، 47/3 و 14/4 گرم در متر مربع) بود. کلیه گیاهان پوششی مورد مطالعه در تاریخ کاشت اول و تراکم دوم بیشترین زیست توده را دارا بودند. شبدر برسیم با تولید بالاترین زیست توده (02/137 گرم در متر مربع) در رتبه اول قرار داشت. حداکثر مقدار صفات ارتفاع بوته، تعداد غلاف در هر بوته، تعداد دانه در هر غلاف، وزن صد دانه و عملکرد دانه در تیمار کشت ماشک گل­خوشه­ای در بین ردیف­های سویا در تاریخ کاشت با تأخیر و تراکم سه­برابر توصیه شده به­دست آمد. این صفات نسبت به حداقل مقدار خود در تیمار شاهد اول به­ترتیب 72/51، 31/70، 93/28، 17/36 و 45/79 درصد افزایش نشان دادند.  نتیجه­گیری:  کاربرد گیاهان پوششی سبب کنترل علف­های هرز و افزایش عملکرد و اجزای عملکرد سویا نسبت به تیمار شاهد (بدون گیاه پوششی و بدون سم­پاشی علیه علف­های هرز) شدند. در بین گیاهان پوششی، کشت ماشک گل­خوشه­ای در بین ردیف­های سویا، به­دلیل رشد سریع و سازگاری بیشتر با منطقه، حداقل رقابت با گیاه اصلی و همچنین کنترل بهتر علف­های هرز موجب افزایش عملکرد دانه در سویا شد. لذا، توصیه می­شود در جهت رسیدن به اهداف کشاورزی پایدار در این مناطق از این گیاه پوششی استفاده گردد.