تحلیل همبستگی کانونی بین مؤلفه‌های فرهنگ دانشگاهی و مسئولیت اجتماعی درآموزش عالی(مطالعه موردی: دانشگاه شهید بهشتی)

نویسندگان

1 دکترای علوم تربیتی، دانشیار دانشگاه ارومیه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی.

2 دانشجوی دوره دکتری، دانشگاه اورمیه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی

3 دکترای علوم تربیتی، استاد دانشگاه ارومیه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی.

doi
چکیده

هدف: ﻫﺪف از انجام اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮐﺎﻧﻮﻧﯽ رابطة بین مؤلفه‌های فرهنگ دانشگاهی و مؤلفه‌های مسئولیت اجتماعی آموزش عالی در میان اعضای هیئت علمی‌ دانشگاه شهید بهشتی تهران ﺑﻮد. روش: اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ به روش ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ- ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ و از ﻧﻮع ﭘﯿﻤﺎﯾﺸﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻣﯿﺪاﻧﯽ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه است. ﻧﻤﻮنة آﻣﺎری پژوهش، 193 ﻧﻔﺮ از اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی بودند که ﺑﻪ روش ﺗﺼﺎدﻓﯽ اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪﻧﺪ. از دو مقیاس فرهنگ دانشگاهی برگ‌کوئیست و مسئولیت اجتماعی دانشگاه والایس استفاده شد. ﺑﺮای ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ دادهﻫﺎ از روش ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﮐﺎﻧﻮﻧﯽ(ﺑﻨﯿﺎدی) اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. آلفای کرونباخ برای مسئولیت اجتماعی ۰.۹۸ و برای فرهنگ دانشگاهی ۰.۹۴ به دست آمد. یافته‌ها: دادهﻫﺎی پژوهش پس از ﺟﻤﻊ‌آوری بر اﺳﺎس فرضیه تحقیق و ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﻛﺎﻧﻮﻧﻲ ﺗﺠﺰﻳﻪ و تحلیل ﺷﺪ. با توجه به سطح معناداری به دست آمده، رابطة خطی بین همة متغیّرهای ارزیابی در سطح احتمال پنج درصد معنادار بوده‌اند. یافته‌ها حاکی از تأیید فرضیة پژوهش بود و ابعاد مسئولیت اجتماعی دانشگاه با ابعاد فرهنگ دانشگاهی نیز قابل پیش‌بینی و دارای رابطة معنادار بود. همچنین، در مجموعة مسئولیت اجتماعی، دانشگاه مسئول(63/0) و در مجموعة فرهنگ دانشگاهی، فرهنگ وکالتی(57/0) دارای بیشترین اهمیت بودند. نتیجه‌گیری: نتایج تحلیل کانونی با 99 درصد، احتمال وجود همبستگی بین دو مجموعه متغیّر را تأیید کرده است. دانشگاه مسئول، مدیریت اجتماعی، آموزش حرفه‌ای و مشارکت اجتماعی(مؤلفه‌های مسئولیت اجتماعی دانشگاه) با فرهنگ وکالتی، فرهنگ مدیریتی، فرهنگ توسعه‌ای، فرهنگ مجازی و فرهنگ مشارکتیِ فرهنگ دانشگاهی بهتر پیش‌بینی شدند. بنابر این، نتایج این پژوهش ضرورت لزوم بازنگری در سیاستگذاری‌ها را در رابطه با دو مقولة مهم فرهنگ دانشگاهی و مسئولیت اجتماعی دانشگاه را نزد سیاستگذاران این دو حوزه و نیز تأمل و پژوهش بیشتر حول این دو محور را محرز می‌سازد.