تعیینکنندههای پذیرش حفاظت خاک در اراضی دیم شهرستان سقز (کاربرد مدل لاجیت ترتیبی تعمیم یافته)
نویسندگان
1 گروه اقتصاد کشاورزی - دانشکده کشاورزی،دانشگاه تبریز
2 گروه آموزشی اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز
3 گروه اقتصاد کشاورزی- دانشگاه تبریز
4 گروه آموزشی اقتصاد کشاورزی.دانشکده کشاورزی.دانشگاه تبریز
doi
10.22034/saps.2024.62450.3247چکیده
مقدمه اهداف: حفاظت خاک پیشنیاز تحقق توسعه پایدار و افزایش کمی و کیفی غذا در کشورها است. فرسایش خاک یکی از مهمترین مشکلات اکولوژیکی و اقتصادی جوامع کشاورزی و روستایی بهشمار میرود که به میزان قابل توجهی توجهی سبب کاهش عملکرد تولید محصولات زراعی، ایجاد رسوبات در آبراههها و کاهش عملکرد در سیستم آبی، عدم توانایی خاک در ذخیره سازی چرخه کربن، مواد مغذی و آب شده است و یکی از بزرگترین تهدیدات در مسیر پایداری کشاورزی است. به علت خشکی و کمبود آب در ایران نمیتوان احتیاجات غذایی جمعیت در حال افزایش را از کشت آبی تامین کرد، به همین دلیل کشت دیم در ایران از اهمیت بالای برخوردار است.در راستای جلوگیری از فرسایش و حفظ خاک، هدف این مطالعه بررسی تعیینکنندههای پذیرش حفاطت خاک در میان کشاورزان دیمکار شهرستان سقز است که میتواند در تدوین راهبردها، سیاستها و برنامههای مناسب برای توسعه، ترویج و اجرای تکنولوژیهای حفاظت خاک در اراضی دیم مؤثر باشد. مواد و روشها: جامعه آماری این تحقیق کشاورزان دیمکارشهرستان سقز، شامل حدود ۷۰۹۹ نفر کشاورز فعال در این شهرستان میشود. برای دستیابی به نمونهای نماینده، از فرمول کوکران بهره گرفتیم، که حجم نمونهای برابر با ۳۶۵ کشاورز را پیشنهاد داد. دادهها از طریق پرسشنامهای ساختارمند جمعآوری شدند، که با روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندی متناسب در چهار بخش اداری شهرستان—مرکزی، زیویه، سرشیو و امام—توزیع گردید. این ابزار، الگوهای پذیرش هفت فناوری حفاظت خاک را بررسی کرد—از جمله تناوب زراعی، پخش کود دامی، شخم عمود بر شیب، باقیگذاردن کاه و کلش، آیش، احداث خشکهچینی سنگی و استفاده از کودهای شیمیایی—همراه با عوامل اجتماعی-اقتصادی گوناگون. متغیر وابسته به عنوان یک مقیاس ترتیبی تعریف شد، که تعداد فناوریهای پذیرفتهشده (از ۰ تا ۷) را نشان میدهد و در چهار گروه طبقهبندی گردید: عدم پذیرش (۰)، پذیرش کم (۱-۲)، پذیرش متوسط (۳-۴) و پذیرش بالا (۵≤). در ابتدا، مدل رگرسیون لاجیت ترتیبی برای شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش به کار گرفته شد. با این حال، پس از شناسایی نقض فرض رگرسیونهای موازی از طریق آزمون برنت (χ² = ۱۰۰/۳۵، p < ۰/۰۱)، به مدل لاجیت ترتیبی تعمیمیافته روی آوردیم، که امکان در نظر گرفتن پارامترهای آستانه متفاوت در سطوح مختلف پذیرش را فراهم میآورد. تمامی برآوردها و تحلیلها با استفاده از نرمافزار Stata نسخه ۱۴ و روش حداکثر راستنمایی انجام پذیرفتند. یافتهها: نتایج حاصل از مدل نشان داد که در سطح صفر؛ متغیر سابقه کشاورز با علامت منفی و متغیر درک تأثیرات حفاظت خاک با علامت مثبت، در سطح یک؛ متغیرهای سطح تحصیلات، شرکت در کلاسهای آموزش حفاظت خاک، عضویت در نهادهای روستایی، مساحت، اشتغال غیر کشاورزی و تعداد قطعات با علامت مثبت و متغیر نیروی کار با علامت منفی و در سطح دو نیز متغیرهای سطح تحصیلات، شرکت در کلاسهای آموزش حفاطت خاک و دریافت کمکهای خشکه چینی با علامت مثبت و متغیرهای سابقه کشاورز و اشتغال غیر کشاورزی با علامت منفی معنیدار شدند. نتیجهگیری: براساس نتایج بهدست آمده،دولت و مسئولین منطقه میتوانند با اتخاذ سیاستهای مانند برگزاری کلاسهای آموزشی، اعطای تسهیلات به کشاورزان و ایجاد شغلهای غیر کشاورزی برای کشاورزان در جهت حفاظت خاک گام مهمی بردارند.