تقسیم فضایی استان خراسان و گسست‌های فرهنگی (مطالعة موردی: شهرستان‌های قوچان و فاروج)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی و پژوهشگر دانشگاه جامع امام حسین (ع)

2 دانشیار گروه جغرافیای دانشگاه جامع امام حسین (ع)

doi
10.22059/jisr.2014.52465
چکیده

تأمین امنیت ملی و ادارة سرزمین مهم‌ترین و پایه‌ای‌ترین اصل هر نظام سیاسی است. در این راستا، تقسیمات فضایی عالی‌ترین راهکار جهت ادارة سرزمین و حفظ یکپارچگی و تقویت همبستگی درونی و نهایتاً افزایش ضریب امنیت ملی است. توجه به اصل همگنی فرهنگی در بحث تقسیمات فضا تأثیر شگرفی بر بهبود کارکرد منطقه‌بندی فضایی دارد. در صورت عدم رعایت این اصل در یک منطقة همگن فرهنگی، نظام سیاسی باید شاهد وقوع گسست فرهنگی و نسلی در قلمرو خود باشد. تحقیق حاضر را به لحاظ روش‌شناسی می‌توان در زمرة تحقیقات توصیفی و همبستگی طبقه‌بندی کرد، زیرا از یکسو به دنبال بررسی و توصیف وضعیت موجود بودیم و از سوی دیگر به دنبال بررسی ارتباط بین دو متغیر تقسیمات فضایی و گسست فرهنگی. با استفاده از دو روش اسنادی (کتابخانه‌ای، فیش‌برداری، سایت‌های اینترنتی) و میدانی (مشاهده و مصاحبه با مردم منطقه) و بهره‌گیری از بستة نرم‌افزاری آمار استنباطی SPSS اطلاعات جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل شد. یافته‌های پژوهش مشخص کرد که عدم رعایت شاخص‌ها در فرایند تقسیمات فضایی منجر به انفکاک و گسست فرهنگی می‌شود که رابطة مستقیم و باواسطه‌ای بین تقسیمات فضا و گسست فرهنگی وجود دارد. نتایج حاصل از آزمون One-Sample Test نشان‌دهندة این مطلب بود که تقسیمات فضایی با ایجاد انفکاک فرهنگی، گسست فرهنگی را در پی داشته که این امر در شهر فاروج از شدت بیشتری برخوردار بوده است.