شکلگیری رئالیسم در داستان نویسی ایرانی
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22067/jls.v46i3.20847چکیده
نگارش رئالیستی در ادبیات کلاسیک فارسی به اندازة شیوه های غیر واقعگرا مورد توجّه نبوده است. ادبیات اجتماعی و سیاسی مشروطه، ذهنیت مردم شهرهای بزرگ بهویژه پایتخت را از جانب آرمان های ماورائی به سوی زندگی زمینی و انسانمدار سوق داد و با پیدایش روزنامهها، نثر فارسی به سوی سادگی و واقعیتنگاری حرکت کرد. روزنامه-نگاری تکوین نوشتار واقعگرا را شدت بخشید و توجه روزنامهنگاران ایرانی به واقعیت-های حاد اجتماعی، آنها را به سوی نگارش داستان های اجتماعی در قالب پاورقی کشاند. بدین صورت رمان واقعگرا همزمان با شکل گیری طبقة بورژوای نوین دولتی در ایران پا به عرصۀ ادبیات نهاد. این مقاله زمینههای شکلگیری رمان رئالیستی فارسی از دوران مشروطه را بر اساس نگرش تاریخ ادبی نشان داده و روند حرکت زبان فارسی به سوی واقعگرایی و تولد داستان رئالیستی و تعامل و تداخل روزنامهنگاری با آن را دنبال میکند. اهمّ مطالب مورد بحث از این قرار است: گذار از رمان تاریخی به رمان اجتماعی، تحولات زبان و واقعیت اجتماعی، روزنامهنگاری و رئالیسم، پیشگامان رئالیسم فارسی، درونمایة غالب بر آثار رئالیستی، نقص رمان واقعگرای اولیه و ارزش جامعه شناختی رمان های رئالیستی.