جهت دستوری در سه غزل معاصر
نویسندگان
1 فردوسی مشهد
2 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22067/jls.v46i3.15565چکیده
رابطۀ بین نحو و اندیشه در زبانشناسی از طریق افعال و حالات بیان شده با فاعل، مفعول و مسند بیان می-شود و جهت دستوری فعّال، منفعل و غیره را پدید میآورد. جهت دستوری، نگرش و موضعِ نویسنده را نسبت به موضوع نشان میدهد و پژواک وضعیّت ذهنی نویسنده است. همچنین در شناخت حالات شاعر اهمّیّت دارد و وضعیّت روحی او را به ما نشان میدهد. علاوه بر آن در مقایسۀ حالات چند شاعر با یکدیگر مؤثّر است. در این پژوهش، نوع، تعداد و درصد جهت دستوری در سه غزل ابتهاج، نادرپور و فرّخزاد که به تقلید از یک غزل سعدی سروده شده مورد بحث و بررسی و مقایسه قرار گرفته و رابطۀ آن با مکتب رمانتیسم بیان شده است تا جهت دستوری غالب و نحوۀ موضع گیری شاعر نسبت به معشوق در سه غزل مشخّص شود. نتیجه این که بر خلاف روحیّۀ منفعل رمانتیک، جهت فعّال در غزل غلبه دارد و علّت آن را می توان وجود دیالوگ خیالی بین شاعر و معشوق دانست. از میان سه شاعر ابتهاج بیشترین و فرّخزاد کمترین درصد جملات منفعل را دارد، امّا نحوۀ بهکارگیری جملات فرّخزاد از الگوی خاصّی پیروی می کند