نگاهی به امثال‌وحکم در ادب خراسان (قرن 4 و 5)

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشگاه فردوسی مشهد

3 دانشگاه فردوسی مشهد

4 دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22067/jall.v7i12.54442
چکیده

یکی از مظاهر فرهنگ و تمدن و ادبیات هر کشور، امثال‌وحکم، یا همان گفتار کوتاه و حکیمانه‌ای است. امثال‌وحکم درواقع، همان سنت‌ها، عادات و تعابیر مردمی است که با دربرداشتن حکایات، تعالیم دینی، تذکرات، موعظه‌ها و اندرزها، ساختار اساسی زندگی اجتماعی، سیاسی، دینی و فرهنگی جامعه انسانی را شکل می‌بخشد و در پرتو آن اقوام و نسل‌ها هویت می‌یابند. ایران با سابقه کهن و تاریخی خود، سرزمین حکمت‌ها و مثل‌هاست و در جای جای این سامان، ادبا و علما، گام‌های بلندی در این زمینه برداشته‌اند و تألیفات ارزشمندی از خویشتن برجای نهاده‌اند؛ که در این میان، سرزمین خراسان را جایگاهی برجسته و منحصربه‌فرد است. شاید بیجا نباشد اگر ادعا کنیم که ادبای این دیار، گوی سبقت را، در اشاعه فرهنگ و تمدن، از بسیاری از ملل دیگر ربوده‌اند که ثعالبی نیشابوری یکی از نمونه‌های برجسته و شاخص این گروه بشمار می‌آید؛ به‌طوری‌که نام وی بر تارک فرهنگ ایران و خراسان؛ بلکه جهان عرب و اسلام، می‌درخشد. ما در این مقاله برآنیم تا امثال‌وحکم به‌کاررفته در آثار متعدد و کم نظیر این ادیب گران‌مایه را، که در لابه‌لای بیشتر آن‌ها، ردّ پای دین و اعتقاد عمیق او را به اسلام می‌توان ملاحظه کرد، موردبررسی، اهتمام و دقت نظر قرار دهیم.