الگوی بهینه تعاملات ایران و چین با تأکید بر ساختار سیاسی چین
نویسندگان
1 دانشیار گروه روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22126/ipes.2025.11407.1714چکیده
پیشرفت سریع اقتصادی چین در قرن حاضر بهعنوان یکی از مهمترین تحولات مورد توجه جهانیان قرار گرفته است. نقش سیاست و اصولاً سیاستگذاری اقتصادی چین جهت نیل به اهداف اقتصادی در فهم چگونگی این پیشرفت دارای اهمیت است. چگونگی شکلگیری روابط بهینه اقتصادی ایران و چین با توجه به ساختار سیاسی و سیاستهای اقتصادی این کشور، سؤال اصلی این پژوهش است. فرضیه این نوشتار ضرورت ورود نهادهای حاکمیتی ایران به تعاملات اقتصادی با چین جهت شکلگیری روابط بهینه با این کشور است. نتایج این پژوهش بیانگر ساختار متمرکز، باثبات و نگاه بلندمدت شرکتهای دولتی چین از یکسو و در پیش گرفتن نگاه نخبگانی در تصمیمات حزب حاکم از سوی دیگر است. از همین رو ورود نهادهای حاکمیتی متمرکز، باثبات و دارای نگاه بلندمدت برای شکلگیری تعاملات بهینه میان دو کشور بهعنوان راهکار این نوشتار ارائه گردیده است. علاوه بر قدرت فردی اعضای حزب متناسب با مقام خود، کمیته مرکزی چین بهعنوان نهاد مطالعاتی و نخبگانی چین و اعضای دائمی کمیته پولیتبورو مهمترین نقش را در تعاملات ایران و چین برخوردار هستند. درواقع ایده مرکزی تعامل اقتصادی با چین همسانی و دارا بودن از رفتار مشابه نهادهای اقتصادی ایران است که در صورت تحقق میتوان از مدل بازی «شکارچی» در تعاملات دو طرف بهره برد.