بررسی روشهای مختلف آزمایشگاهی در تشخیص واگرایی خاکهای لسی استان گلستان
نویسندگان
1 دانشجو دکتری ،گروه علوم خاک دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، ایران
2 دانشیار، گروه علوم خاک دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان،ایران
3 استاد ، گروه علوم خاک دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان،ایران
4 دانشیار، گروه زمین شناسی دانشگاه گلستان، ایران
doi
10.22069/ejsms.2025.22397.2144چکیده
سابقه و هدف: لسها نوع خاصی از خاکهای سیلتی با ساختار متخلخل و چسبندگی ضعیف هستند. خاکهای لسی در صورت مدیریت نامناسب، حساسترین خاکها به فرسایش میباشند و به راحتی توسط بارانهای تند شسته میشوند. یکی از مهمترین فاکتورهای تاثیرگذار در آسیب پذیری خاکهای لسی، پدیده واگرایی است. که طی آن خاک در اثر تماس با آب به صورت شناور در آن در آمده و توسط نیروی حاصل از جریان آب از محیط خارج میگردد. مطالعات زیادی در راستای بهبود خاکهای واگرا توسط محققین انجام شده است. که ارائه روش بهسازی مناسب برای این خاکها، مستلزم تعیین و تشخیص درست درجه واگرایی در منطقه مورد مطالعه است. شناسایی کامل خاک واگرا نیز منوط به انجام یک آزمایش دقیق میباشد. در نتیجه روش-های مختلفی جهت شناسایی واگرایی خاک ارائه شده است. که شاخصترین آن-ها روش پینهول، شیمیایی، کرامب و هیدرومتری دوگانه میباشد. تاکنون اتفاق نظر کلی و جامعی در خصوص اولویتبندی استفاده از آزمایشهای واگرایی وجود ندارد. با توجه به اهمیت موضوع واگرایی بر کیفیت خاک و محصولات کشاورزی در این تحقیق میکوشیم تا میزان دقت آزمایشهای مختلف در تشخیص واگرایی خاک را مورد بررسی قرار دهیم.مواد و روشها: این پژوهش بر روی خاکهای لسی استان گلستان انجام شد. تعداد ۷ خاکرخ از نقاط مختلف استان انتخاب، نمونهبرداری و تشریح گردید. خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک نظیر بافت، چگالی، واکنش خاک، املاح موجود در خاک و.. اندازهگیری و آزمایشهای مهم تعیین پتانسیل واگرایی خاک نظیر آزمایش پینهول، شیمیایی، کرامب و هیدرومتری دوگانه براساس استانداردهای ASTM انجام شد. در نهایت صحتسنجی آزمایشها براساس مقایسه نتایج آنها با یکدیگر انجام پذیرفت.یافتهها: نتایج بیانگر آن است که درصد کرین آلی و تخلخل خاک از سطح (افق A) به عمق خاک (افق B و C) کاهش یافته، در مقابل میزان جرم مخصوص ظاهری افزایش نشان داده است. از این رو تغییر در خصوصیات خاک از افقهای سطحی به عمقی مسبب تغییر در میزان واگرایی این افقها گردیده است. از سوی دیگر مقادیر بالای سدیم تبادلی در برخی از افقها موجب واگرایی شیمیایی گردید که نشان دهنده نقش سدیم در افزایش ضخامت لایه دوگانه سطوح رسی خاک است. با این حال نتایج این پژوهش حاکی از عدم واگرایی شدید خاکهای لسی استان گلستان میباشد. از طرفی آزمایش-های واگرایی انجام شده بر روی این خاکها نشان میدهد که پدیده واگرایی ناشی از حضور سدیم، در فرسایش این خاکها نقشی ندارد و واگرایی این خاکها اساساً یک پدیده فیزیکی است که ناشی از بافت و دانهبندی لسهای منطقه مورد مطالعه میباشد.نتیجهگیری : نتایج مطالعات حاکی از آن است که تقریبا تمامی آزمایش-ها، توانایی تشخیص واگرایی خاک را دارند تنها تفاوت در بیان شدت واگرایی و در واقع دقت آزمایش است. در تعیین پتانسیل واگرایی خاکها، آزمایش پینهول حالت واقعی تراوش آب در ترکهای موجود در ساختار خاک را بهتر مدل میکند. پس در همه حال نتایج حاصل از این آزمایش میتواند نماینده پتانسیل واگرایی واقعی خاک منطقه باشد. از طرفی آزمایش کرامب در خاکهای لسی پتانسیل واگرایی را کمتر از حالت واقعی نشان داد و روش هیدرومتری دوگانه بیشترین تطابق را با نتایج آزمایش پین-هول داشت.کلمات کلیدی: خاکهای لسی، خاکهای واگرا، آزمایش پینهول، آزمایش هیدرومتری دوگانه.