بررسی تأثیر کاربرد سیستم آبیاری قطرهای در میزان تولید انگور یاقوتی و عوامل مؤثر بر پذیرش آن در شهرستان زابل
نویسندگان
1 دکتری اقتصاد کشاورزی، دانشگاه زابل
2 عضو هیئت علمی مؤسسة پژوهشهای برنامهریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعة روستایی
3 استادیار اقتصاد کشاورزی، دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
10.30490/aead.2019.95474چکیده
محصول انگور یاقوتی از مهمترین محصولات باغی شهرستان زابل است که به صورت نوبرانه برداشت میشود. در پژوهش حاضر، میزان عملکرد انگور در واحد سطح در چارچوب دو روش آبیاری قطرهای و سنتی با استفاده از دو مدل بیزالیا و مدل لاجیت بررسی و برخی عوامل اقتصادی، مدیریتی و محیطی مؤثر بر پذیرش آبیاری قطرهای در میان انگورکاران شهرستان زابل تجزیهوتحلیل شد. اطلاعات موردنیاز با استفاده از تکمیل پرسشنامه از 197 انگورکار شهرستان زابل (که از طریق نمونهگیری تصادفی طبقهبندیشده انتخاب شدند) و اسناد کتابخانهای به دست آمد. نتایج مدل بیزالیا[1] نشان داد که استفاده از آبیاری قطرهای دو اثر مستقیم و غیرمستفیم بر افزایش عملکرد در واحد سطح انگور دارد. این عملکرد در اثر مستقیم، بدون تغییر در میزان مصرف نهادهها، 14/24 درصد و در اثر غیر مستقیم، با تغییر در میزان مصرف نهادهها، 35/4 درصد افزایش یافته است. درمجموع، استفاده از آبیاری قطرهای در باغهای انگور باعث 5/28 درصد تغییر در عملکرد (کیلوگرم/ هکتار) میشود. نتایج مدل لاجیت همچنین نشان داد که در پذیرش آبیاری قطرهای متغیرهای سن کشاورز، تعداد نیروی کار خانوادگی و وضعیت دسترسی به آب تأثیر منفی و متغیرهای مساحت مزرعه، سطح سواد، شغل کشاورز، شیب زمین، درآمد کشاورز، نوع بهرهبرداری از زمین، کلاسهای آموزشی و ترویجی و دسترسی به اعتبارات و تسهیلات تأثیر مثبت و معنیدار دارند. [1]. Bisaliah Model