اثر کود زیستی بر صفات رشدی و عملکرد بادرشبو (Dracocephalam moldavica L.) در کشت مخلوط با شنبلیله

نویسندگان

1 گروه اکوفیزیولوژی گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 استاد گروه اکوفیزیولوژی گیاهی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز

3 استاد گروه اکوفیزیولوژی گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22034/saps.2023.54633.2963
چکیده

اهداف: بررسی اثرات الگوهای مختلف کشت مخلوط با شنبلیله (Trigonella foenum-graecum L.) و کاربرد کودهای زیستی بر ویژگی‌های رشدی و عملکرد بادرشبو (Dracocephalam moldavica L.) و نیز ارزیابی سودمندی کشت مخلوط با تعیین شاخص LER از اهداف این آزمایش می‌باشند.مواد و روش‌ها: آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب بلوکهای کامل تصادفی با 15 تیمار و 3 تکرار در شهرستان مراغه در سال 1399 اجرا گردید. عامل اول الگوی کشت شامل کشت‌خالص بادرشبو و کشت مخلوط با شنبلیله در الگوهای جایگزینی (Mb:F) و افزایشی بود. عامل دوم تیمار کودی شامل کاربرد کود شیمیایی (CF)، کود زیستی مایکوروت (M) و تلفیق دو کود زیستی مایکوروت و بایوفارم (M+B) در نظر گرفته شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که اثرات الگوهای کشت و تیمارهای کودی و اثر متقابل آن‌ها بر اغلب صفات مورد آزمایش معنی‌دار بودند. بیشترین شاخص کلروفیل برگ (06/39) در کشت‌خالص بادرشبو همراه با کاربرد کود CF و بالاترین ارتفاع بوته (cm‌7/101) نیز در الگوی 1:1 و تیمار CF مشاهده شد که با تیمار تلفیقی M+B اختلاف معنی‌داری نداشت. بیشترین عملکرد پیکره رویشی نیز در کشت خالص و تیمارهای M+B (‌kg/ha‌8213) و CF (kg/ha‌-8130) حاصل شد. در همه‌ی الگوهای کشت مخلوط، نسبت برابری زمین بیشتر از 1 بود و بیشترین مقدار آن (579/1) در کشت مخلوط افزایشی 100:50 مشاهده شد. نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج عملکرد و نسبت برابری زمین می‌توان استنباط کرد که کشت مخلوط بادرشبو و شنبلیله و نیز کاربرد تلفیقی کودهای بایوفارم و مایکوروت جایگزین مناسبی برای کشت‌خالص و کاهش کاربرد کود شیمیایی در تولید پایدار گیاه بادرشبو می‌باشد.