روششناسی مکاتب آمریکایی و بریتانیایی در اقتصاد سیاسی بینالملل: مقابلهگرایی یا مشارکت
نویسندگان
1 استادیارگروه علوم سیاسی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران.
doi
10.22126/ipes.2025.9861.1618چکیده
به عقیده بسیاری از صاحبنظران، تولد و ظهور رشته اقتصاد سیاسی بینالملل مربوط به اوایل دهه 1970 میلادی و بهدنبال برخی از بنبستهای نظری و عملی در روابط بینالملل بوده است. درواقع، در همین دوران است که افرادی مانند استرنج، کاکس، کیوهین و نای، گیلپین، کاتزنشتاین و کراسنر در قالب دو مکتب بریتانیایی و آمریکایی مباحث خود را مطرح میکنند که به نظر میرسد تفاوتهای مهمی نیز بین نگرشهای حاکم بر این دو مکتب وجود دارد. بر این اساس، هدف، پاسخ به این پرسش است که مکاتب آمریکایی و بریتانیایی از لحاظ متدولوژیکی دارای چه نگرشی هستند؟ برای این منظور، ضمن بررسی شرایط و زمینههای تاریخی این دو مکتب، مواضع متدولوژیک مکتبهای پیشگفته مورد بحث قرار گرفتهاند. در این راستا، بررسی و سیر تاریخ فکری شکلگیری این رشته نیز، اختلاف بین دو مکتب یادشده را آشکار کرده و مشخص میسازد که این دو رهیافت، برای تحلیل و مطالعه پیوندِ پیچیده بین فعالیت اقتصادی در سطح بینالملل، مواضع مختلفی را از لحاظ متدولوژیکی اتخاذ کردهاند. نتیجهای که از پژوهش به دست آمده، این است که نوعی مقابلهگرایی و انشقاق از لحاظ متدولوژیک بین دو مکتب شکل گرفته است که میتواند سلامت این حوزه مطالعاتی را که افزون بر تمایز جغرافیایی؛ دارای تمایز فکری و رویکردی نیز بودهاند، در معرض خطر قرار دهد. روش پژوهش، توصیفی - تحلیلی است و مکاتب اقتصاد سیاسی بینالملل نیز، بهعنوان داده در نظر گرفته شدهاند.