جهانیشدن سیاست و چالش “دولت سرزمینی” وبر
نویسندگان
1 دانشیار دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکترای جامعهشناسی توسعۀ دانشگاه تهران
doi
10.22059/jisr.2013.52293چکیده
مفهوم جهانیشدن در زمینۀ سیاست به مجموعه فرآیندهای پیچیدهای میگویند که به موجب آن دولتهای ملی به نحو فزایندهای به یکدیگر مرتبط و وابسته میشوند. در دورۀ جهانیشدن، که دورۀ فراتر رفتن از سرزمینهای ملی است و انسانها برحسب توانمندیهای اطلاعاتی، از حاشیه خارج و به متن جهانیشدن وارد میشوند و تکثرگرایی زمینۀ بیشتری پیدا میکند؛ دولتها از شکل سرزمینی و محدود به یک موقعیت ژئوپولیتیکی خاص و ثابت، خارجشده و الگوهای رفتاری آنها نیز (بهویژه اقتصادی) فقط تابع موقعیت جغرافیایی سرزمینی مشخص نیست. جهانیشدن با نظمدهی مجدد به زمانومکان، سرزمینیبودن روابط بینالملل سنتی را تغییر میدهد و دیگر به گرهخوردن ساختارهای اقتدار با بازیگران سرزمینی نیازی نیست. دولت ملی ابزار مؤثری برای حاکمیت بر قلمرو خاص است و جهانیشدن فرآیندی متکی به قلمرو فراملی است که حاکمیت سرزمینی را با چالش مواجه میکند. موضوع این جستار، این است که متأثر از جهانیشدن سیاست، امروزه «دولت سرزمینی» کاملاً منطبق بر ویژگیهای کلاسیک نظریۀ دولت سرزمینی ماکس وِبِر نیست؛ البته باید تغییرات بهوجود آمده در این پدیده در طول قرن کنونی را در نظر گرفت. برای توضیح این موضوع ابتدا همگام با شناخت گونۀ آرمانی «دولت پساسرزمینی»، ویژگیهای آن را با گونۀ «دولت سرزمینی» وبری در ابعاد جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی، سازمانی و حقوقی، مقایسه میکنیم؛ سپس از دریچۀ این دو گونه، نگاهی به تغییرات صورت گرفته در دولت معاصر ایران، در جهان جهانیشده میافکنیم. این پژوهش بر اهمیت ویژگی جهانیشدن و تغییرات آن تأکید دارد که پدیدۀ دولت سرزمینی از سر میگذراند.