تجربه زیسته زنان از میزبانی کودکان شیرخوارگاه در دوران جنگ تحمیلی ۱۲ روزه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مشاوره، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 استادیار گروه مشاوره، دانشکده روان شناسی و علوم تربیت، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
3 استاد گروه مشاوره، دانشکده روان شناسی و علوم تربیت، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22054/qccpc.2026.89412.3554چکیده
کودکانی که از مراکز بهزیستی رشد میکنند، نسبت به کودکانی که در خانواده بزرگ میشوند، تعامل اجتماعی کمتری دریافت میکنند و بیشتر احتمال دارد که در طول رشد خود، مشکلات عاطفی و رفتاری پایدار را تجربه کنند؛ لذا در ایران چندین سال است که طرح میزبانی موقت از کودکان بی یا بدسرپرست ایجاد شده تا علاوه بر مراقبت جسمی، این کودکان نیازهای عاطفی خود را نیز تامین کنند. از آنجا که در تابستان ۱۴۰۴، جنگ ۱۲ روزه بین ایران و رژیم غاصب صهیونیستی رخ داد، برای تامین امنیت نوزادان، بهزیستی فرایند انتقال کودکان به خانهها برای میزبانی موقت را تسهیل بخشید که هم برای نهاد بهزیستی و هم برای والدین میزبان با چالشها و تجارب منحصربفردی همراه بود؛ لذا پژوهش حاضر به بررسی تجربهزیسته مادران میزبان در این جنگ پرداخت. برای انجام این مطالعه کیفی، بااستفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۱ مادر مصاحبه شد و با روش کلایزی، اطلاعات تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در مجموع در تحلیل دادهها، ۶۷ کد باز، ۲۳ کد محوری و ۷ تم بدست آمد؛ تمها شامل: باورهای پسامیزبانی در جنگ، الگوهای هیجانی میزبانی در جنگ ، تحولات کنشی در فرایند میزبانی ، انگیزش میزبانی در جنگ ، چالشهای میزبانی در جنگ ، توسعه هویت مادری و میزبانی در جنگ و تدابیر تسهیلگر بهزیستی برای میزبانی در جنگ بود. درمجموع میتوان نتیجه گرفت تجربه میزبانی، یک فرایند وجودی، عمیقا تغییردهنده و پیچیده است که هم مراقبتهای لازم را برای کودک مهیا میکند و هم مادر میزبان را نسبت به قبل، به زنی توانمندتر مبدل میسازد.