تأثیر هنردرمانی با رویکرد انسانگرا بر خودپنداشت و نظریهذهن
نویسندگان
1 گروه روان شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران.
2 دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 گروه روان شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
doi
10.22054/qccpc.2026.80754.3340چکیده
کودکان بی سرپرست و بدسرپرستی که در محیطی نا امن و خالی از عشق تربیت میشوند، در معرض بحرانهای عاطفی، اخلاقی، اجتماعی و روحی قرار دارند لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هنردرمانی با رویکرد انسانگرا بر نظریهذهن و خودپنداشت کودکان بیسرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انجام گردید. پژوهش حاضر با روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیهی کودکان بیسرپرست و بدسرپرست 7 تا 12 سال شهر اصفهان بود. نمونه آماری به صورت در دسترس از سه مرکز نگهداری کودکان بیسرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انتخاب شد و در نهایت 32 کودک گروه سنی 7 تا 12 سال در دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه خودپنداشت کودکان (1963) و آزمون نظریه-ذهن (1999) بود. 10 جلسه هنردرمانی 90 دقیقهای برای گروه آزمایش برگزار گردید که هر جلسه یک تکلیف در خانه نیز داشت. دادههای پژوهش به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزار SPSS26 تحلیل و بررسی شدند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که هنردرمانی با رویکرد انسانگرا بر خودپنداشت و نظریهذهن کودکان بیسرپرست و بدسرپرست، تأثیر معناداری داشته است همچنین بین خودپنداشت و نظریهذهن این کودکان رابطهی معناداری وجود دارد. با توجه به نتایج حاصل، به نظر میرسد استفاده از هنر به عنوان یک درمان انسانگرا میتواند پایهریزی مناسبی برای درمان مبتنی بر تعامل میان کودک، محیط و درمانگر باشد و کودکان بیسرپرست و بدسرپرست را به سمت بهبود نظریهذهن و خودپنداشت آنها سوق دهد.