مطالعه تجارب زیسته دانش آموزان دبیرستانی از منابع و موانع اشتیاق تحصیلی
نویسندگان
1 استادیار گروه مشاوره دانشگاه علامه طباطبائی
2 استادیار گروه آموزش روانشناسی و مشاوره دانشگاه فرهنگیان تهران
3 دانش آموخته کارشناس ارشد مشاوره خانواده دانشکده رفاه تهران
doi
10.22054/qccpc.2025.87882.3514چکیده
چکیدهاشتیاق تحصیلی به عنوان یکی از مهمترین عوامل پیشرفت تحصیلی، انگیزه و مشارکت فعال دانشآموزان در فرایند یادگیری را تعیین میکند و در نظامهای آموزشی، شناخت منابع و موانع آن برای ارتقای کیفیت یادگیری و برنامهریزی آموزشی مؤثر ضروری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیسته دانشآموزان دبیرستانی از منابع و موانع اشتیاق تحصیلی انجام شد. این مطالعه در چهارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان پژوهش شامل دانشآموزان دبیرستانی ساکن تهران در سال 1404 بود که شاخصهای اشتیاق تحصیلی را دارا بودند. نمونهگیری به شیوه هدفمند و تا رسیدن به اشباع ادامه یافت و در نهایت نمونه گیری در مصاحبه دوازدهم متوقف شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق گردآوری و تحلیل دادهها بر اساس روش هفتمرحلهای کلایزی (۱۹۷۸) انجام شد. برای افزایش اعتبار یافتهها، از بازبینی مشارکتکنندگان و بررسی همکاران استفاده شد. تحلیل دادهها نشان داد موانع اشتیاق تحصیلی شامل «فضای یادگیری غیرجهتمند، بیارزشسازی و ناامیدی، پیوندهای آسیبزا، پویاییهای نگرشی بازدارنده و پویاییهای عملکردی بازدارنده» و منابع اشتیاق تحصیلی شامل «فضای یادگیری جهتمند، ارزشمندسازی و امیدواری، پیوندهای رشددهنده، پویاییهای نگرشی اشتیاقزا و پویاییهای عملکردی اشتیاقزا» است. یافتهها حاکی از آن بود که اشتیاق تحصیلی فرایندی چندبعدی و پویا است که تحت تأثیر تعامل میان عوامل محیطی، شناختی و انگیزشی شکل میگیرد و مداخلات آموزشی باید با در نظر گرفتن این تعاملات طراحی شوند و برنامهریزی آموزشی در سطوح مختلف باید با تأکید بر تقویت منابع اشتیاق انجام شود.