نقش رواندرمانی با رویکرد قرآنی بر بهبود افسردگی: یک مطالعه موردی
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد مشاوره خانواده دانشگاه تهران
2 استادیار گروه روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه الزهرا
3 دانش آموخته کارشناسی ارشد مشاوره خانواده دانشگاه تهران
doi
10.22054/qccpc.2025.87306.3502چکیده
اختلال افسردگی اساسی، یکی از چالشهای مهم در حیطه سلامت روان محسوب میشود.. هدف پژوهش حاضر بررسی کیفی نقش رواندرمانی مبتنی بر قرآن کریم بر روند بهبودی افسردگی در یک نمونه افسرده بود. روش پژوهش، کیفی از نوع «مطالعه موردی» و بر اساس طرح خط پایه -مداخله-پیگیری بود. مورد انتخابشده خانم 60 سالهی متأهل ساکن تهران، دارای تحصیلات لیسانس و خانهدار بود که به روش نمونهگیری هدفمند از جامعه آماری زنان دارای تشخیص اختلال افسردگی اساسی ساکن شهر تهران در سال 1402، در دامنهی سنی 19-60 سال انتخاب شد و طی 10 جلسه، تحت فرایند درمان افسردگی با رویکرد قرآنی قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل مصاحبه بالینی ساختاریافته تشخیصی (SCID)، پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II) و مقیاس افسردگی مبتنی بر قرآن بود؛ نمرات فرد در مقیاسهای مذکور در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری یکماهه، مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها نشان داد نمرات فرد در مقیاس افسردگی بک و مقیاس قرآنی در مرحله پسآزمون به نسبت پیشآزمون کاهش قابلتوجهی داشته و پس از پیگیری یکماهه نیز اثرات درمان حفظ شده بود. در مجموع نتایج حاکی از آن بود که رواندرمانی مبتنی بر رویکرد قرآنی در کاهش علائم ناشی از اختلال افسردگی و بهبود این اختلال مؤثر بوده است.