مطالعه اکولوژیک وضعیت همزیستی قارچهای آربوسکولار در زیستبومهای زراعی و مرتعی (مطالعه موردی: منطقه سراب، استان آذربایجان شرقی)
نویسندگان
1 دانشجوی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز
2 استاد گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز
3 استاد گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز
4 استاد گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز.
5 دانشیار ایمنیشناسی پزشکی، مرکز تحقیقات ایمونولوژی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز
doi
10.22034/saps.2022.50626.2845چکیده
اهداف: دستیابی به کشاورزی پایدار، در سایه توازن میان گیاه و خاک، امکانپذیر بوده و به توانایی خاک و گیاه در حمایت از ریزجانداران بومی و متنوع نظیر قارچهای میکوریز بستگی دارد. این قارچها با افزایش رشد گیاه میزبان و توسعه و تحریک تراوههای ریشه بهویژه گلومالین، سبب بهبود کیفیت خاک و پایداری قابلملاحظه زیستبوم خاک میشوند. تغییر مراتع به کاربریهای زراعی میتواند بر وضعیت همزیستی این قارچها تأثیر گذاشته و پایداری زیستبومها را به مخاطره بیندازد.مواد و روشها: این پژوهش در منطقهای به وسعت km2 310 در دشت سراب انجام شد. مزارع گندم، یونجه و سیب زمینی بهعنوان کاربریهای زراعی و مراتع همجوار بهعنوان خاکهای شاهد در نظر گرفته شدند. در هر کاربری تعداد 30 نمونه از خاک ریزوسفر و ریشه گیاهان موردِنظر و در کل 120 نمونه برداشت شد. درصد کلنیزاسیون میکوریزی و مقدار گلومالین ریشه و برخی ویژگیهای خاک اندازهگیری شدند.یافتهها: درصد کلنیزاسیون ریشه در مزارع یونجه در مقایسه با سایر کاربریها، بیشترین مقدار را داشت. مقدار گلومالین ریشه در بین کاربریها، تفاوت معنادار نداشت. فسفر قابلجذب خاک در غلظتهای کمتر از mg kg-150 بر کلنیزاسیون میکوریزی اثر مثبت داشت درحالیکه در بالاتر از این مقدار، درصد کلنیزاسیون بهطور قابلملاحظه کاهش یافت.نتیجهگیری: کلنیزاسیون گیاهان چندساله بیشتر از گیاهان یکساله بود و فسفر قابلجذب مهمترین ویژگی خاک بود که در غلظتهای زیاد، کلنیزاسیون میکوریزی ریشه را بهطور معنادار کاهش داد ولی ارتباط معناداری میان مقدار گلومالین ریشه و فسفر قابلجذب خاک در کاربریهای مختلف اراضی مشاهده نشد.