شناسایی و اولویتبندی عوامل سیاسی- اقتصادی مؤثر بر چالشهای قومیتی بلوچ در درون جغرافیای سیاسی ایران
نویسندگان
1 گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
2 گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
3 گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
doi
10.22059/jhgr.2024.368282.1008648چکیده
ایران کشوری با فرهنگهای متنوع از جمله بلوچ، کرد، آذری، فارس و عرب است که بسیاری از این قومیتها در مناطق مرزی واقعشده و ارتباط فضایی با جمعیتهای هممرز دارند. این شرایط باعث ایجاد زمینههای مضاعف بحرانزایی شده است. قوم بلوچ، یکی از اقوام ایرانی، در طول یک قرن گذشته چالشهای گستردهای با حکومت مرکزی داشته که باعث رشد اندیشههای واگرایانه در این گروه شده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و نمونهگیری هدفمند از جامعه آماری متخصصان دانشگاهی آشنا به مسائل سیاسی و اقتصادی بلوچ، با هدف کاربردی، به بررسی عوامل مؤثر اقتصادی و سیاسی در واگرایی قوم بلوچ پرداخته است. نتایج نشان داد که در عوامل سیاسی، پنج مؤلفه شامل: نگرش حکومت نسبت به قوم بلوچ، موقعیت جغرافیایی مرزی آنان، شیوه سازماندهی سیاسی کشور (حکومت یکپارچه و متمرکز)، تفاوت ایدئولوژی سیاسی و مذهبی حاکم با قوم بلوچ، و نوع نظام سیاسی حاکم بیشترین تأثیر را بر واگرایی این قوم دارند. همچنین در بعد اقتصادی، پنج عامل شامل: میزان درآمد قوم بلوچ در مقایسه با سایر شهروندان، کمتوجهی به منطقه موردمطالعه در اقتصاد کلان، میزان دسترسی به امکانات و خدمات، گسترش فقر در میان قوم بلوچ نسبت به جمعیتهای فرامرزی، و شاخصهای توسعه و فقر انسانی تأثیرگذارترین عوامل بر واگرایی شناخته شدند. این یافتهها اهمیت بررسی عمیق شرایط سیاسی و اقتصادی اقوام مرزی ایران را تأکید میکند.