نتایج به دست آمده از روشهای مرسوم ارزیابی تناسب سرزمین چقدر با هم انطباق دارند؟
نویسندگان
1 مؤسسه تحقیقات خاک و آب، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
2 موسسه تحقیقات خاک و آب، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
3 موسسه تحقیقات خاک و آب، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
4 موسسه تحقیقات خاک و آب، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
doi
10.22069/ejsms.2021.18069.1956چکیده
سابقه و هدف: انتخاب بهترین روش ارزیابی تناسب سرزمین برای تعیین کلاسهای تناسب سرزمین همواره مورد پرسش و پژوهش بوده است. بسیاری از پژوهشهای ارزیابی تناسب سرزمین با چهار روش مرسوم شامل: 1-محدودیت ساده، 2-شدت و تعداد محدودیت، 3-خیدیر (ریشه دوم) و 4-استوری انجام میشوند. در رویکرد پارامتریک، شاخص سرزمین با استفاده از روش خیدیر یا روش استوری به دست آمده و سپس بر اساس این شاخص، کلاس تناسب سرزمین تعیین میشود. شاخص سرزمین به دو صورت شاخص اصلاحنشده و شاخص اصلاحشده میباشد. پژوهشهای بسیاری که در زمینه ارزیابی تناسب سرزمین انجام شده نشان دادهاند نتایج روشهای گوناگون ارزیابی تناسب سرزمین تفاوت زیادی با هم دارند. با این وجود نتایج بسیاری از مطالعات، حاکی از انطباق بیشتر دو روش محدودیت ساده و خیدیر میباشند. چون این پژوهشها برای محصولات مختلف و مناطق گوناگون بودهاند، بررسی میزان انطباق روشهای مختلف بدون در نظر گرفتن نوع محصول و موقعیت مکانی آن، امکان پذیر نبوده است. از طرف دیگر میزان عددی انطباق این روشها با یکدیگر تعیین نشده است. بنابراین پرسش اساسی که بوجود میآید این است که فارغ از نوع محصول و موقعیت مکانی، روشهای مختلف ارزیابی چقدر با هم انطباق دارند و آیا میزان انطباق برای کلاسهای مختلف تناسب سرزمین با هم برابر هستند یا نه؟ پژوهش کنونی میکوشد تا به این پرسش پاسخ دهد.مواد و روشها: در این پژوهش تعیین کلاسهای تناسب سرزمین بدون در نظر گرفتن محصول و مکان خاص و با انجام شبیهسازی عددی انجام شد. در شبیهسازی عددی، هر کدام از هشت عامل دخیل در تعیین کلاس تناسب، یک عدد تصادفی از صفر تا 100 را به خود اختصاص دادند و سپس براساس این اعداد شبیهسازی شده کلاس تناسب سرزمین، با چهار روش مرسوم و در دو حالت شاخص اصلاحنشده و شاخص اصلاحشده تعیین گردیدند. فرآیند شبیهسازی برای هر کلاس تناسب شامل کلاسهای S1 (مناسب)، S2 (نسبتاً مناسب)، S3 (تناسب بحرانی)، N1 (نامناسب موقت) و N2 (نامناسب همیشگی) به تعداد یک میلیون مرتبه انجام شد. بنابراین در کل تعداد پنج میلیون شبیهسازی صورت گرفت. در مرحله بعد میزان انطباق روشهای مرسوم با یکدیگر و برای هر کلاس تناسب سرزمین به طور جداگانه، بر اساس رابطه دقت کلی محاسبه شد. یافتهها: نتایج نشان دادند مقدار عددی میزان انطباق روشهای مختلف ارزیابی تناسب سرزمین در کلاسهای گوناگون با هم بسیار متفاوت هستند؛ لیکن روی هم رفته میتوان گفت کمترین و بیشترین انطباق بین روشهای گوناگون به ترتیب برای کلاس N1 و N2 رخ میدهد. پس از کلاس N2 بیشترین انطباق بین روشهای مختلف در کلاس S1 وجود دارد. برای کلاسهای S2 و S3 میزان انطباق بین روشهای مختلف از روند خاصی پیروی نمیکند. در بین روشهای مختلف، در حالت استفاده از شاخص اصلاحنشده، روش محدودیت ساده با روش خیدیر تطابق بیشتری داشتند. اما با استفاده از شاخص اصلاحشده سرزمین بیشترین انطباق بین روش محدودیت ساده با رویکرد پارامتریک (هم روش خیدیر و هم استوری) مشاهده شد و در این حالت تفاوت چندانی بین نتایج روش خیدیر با روش استوری وجود نداشت. به همین دلیل شاخص اصلاحشده نسبت به شاخص اصلاحنشده برتری دارد.نتیجهگیری: براساس یافتههای این پژوهش میتوان گفت نتایج به دست آمده از شاخصهای اصلاحنشده سرزمین ممکن است تا حد زیادی دور از واقعیت باشند و این موضوع برای روش استوری بسیار شدیدتر است. استفاده از شاخص اصلاحنشده سبب میشود تفاوت زیاد بین رویکرد پارامتریک با دو روش محدودیت ساده و تعداد و شدت محدودیت بوجود آید. بنابراین حتماً باید برای تعیین کلاسهای تناسب از شاخصهای اصلاحشده استفاده گردد تا نتایج روشهای مختلف تا حد امکان به هم نزدیکتر شوند.