رابطۀ بین تجارب آسیب دوران کودکی و تنظیم فاصلۀ بینافردی با درنظرگرفتن نقش واسطهای سبکهای دلبستگی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه روان شناسی بالینی دانشگاه علامه طباطبائی
3 کارشناس ارشد روان شناسی عمومی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22054/qccpc.2025.77876.3252چکیده
فاصلۀ بینافردی یکی از متغیرهای مهم در روابط اجتماعی است که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر پیشبینی تنظیم فاصلۀ بینافردی بر اساس تجارب آسیب دوران کودکی و با در نظر گرفتن نقش میانجی سبکهای دلبستگی بوده است. در این پژوهش از روش همبستگی استفاده شد و از طریق روش مدلیابی معادلات ساختاری، آزمون سوبل و آزمون تی مستقل روابط پیشنهادی بین متغیرها مورد بررسی قرار گرفت. جامعۀ آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی تهران بوده است که از میان آنها تعداد 267 نمونه با استفاده از روش دردسترس انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامۀآسیب کودکی برنشتاین و همکاران (2003)، پرسشنامۀ سبک دلبستگی بزرگسال هازان و شیور (1987) و آزمون محققساختۀ فاصلۀ بینافردی مطلوب، اقتباس شده از عبدولی و ذبیحزاده(1400) بوده است. یافتههای پژوهش ضمن تأیید مدل پیشنهادی که عبارت بوده است از پیشبینی فاصله بینافردی بر اساس آسیبهای دوران کودکی با در نظر گرفتن نقش میانجی سبکهای دلبستگی، حاکی از اثر مستقیم آسیب دوران کودکی بر افزایش فاصلۀ بینافردی و سبکهای دلبستگی ایمن و ناایمن اجتنابی، و اثر مستقیم سبک دلبستگی ایمن بر کاهش فاصلۀ بینافردی، و اثر مستقیم سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی بر افزایش فاصلۀ بینافردی بوده است. به نظر میرسد میزان آسیب دوران کودکی میتواند عاملی در تعیین سبک دلبستگی تلقی شود و سبک دلبستگی از طریق الگوی کارکرد درونی تعیینکنندۀ میزان فاصلۀ بینافردی در روابط اجتماعی بزرگسالی با افراد مختلف باشد.