نشانههای کیهانی در شعر و نقاشی سهراب سپهری
نویسندگان
1 دانشگاه لرستان
2 دانشگاه لرستان
doi
10.22067/jls.v46i1.15010چکیده
نشانهها در ادبیات بیشتر به صورت نمادین و بر اساس جنبههای قراردادی خود شکل میگیرند. شعرها و نقاشیهای سهراب سپهری، شاعر و نقاش توانای معاصر نیز آکنده از نشانههایی است که با رمزگشایی آنها ملموس تر و قابل فهم تر میشود. خاستگاه نشانههای سهراب اغلب طبیعت و همچنین عرفان بودایی و هندی بوده است. وی با نوعی کشف و شهود عرفانی و استتیک افلاطونی به «همه خدایی» و «همه جا خدایی» رسیده است. بخش قابل توجهی از نشانههای کیهانی در آثار سهراب، نشاندهندۀ نور ازلی و تجلی ذاتی هستند به گونهای که شاعر را به سمت حقیقت هستی رهنمون میشوند. از آنجا که پژوهش نشانه شناختی می تواند به کشف لایههای معنایی شعرها و نقاشیهای سهراب منجر شود و خواننده را به سپهر نشانه ای او نزدیک کند، در این مقاله کوشیده ایم پاره ای از مهمترین نشانههای کیهانی را در شعر و نقاشی سهراب سپهری با دیدگاهی نشانه شناسانه و مبتنی بر هر دو مکتب سوسوری و پیرسی تحلیل کنیم و تا حدّ امکان از مفاهیم و دلالت های ضمنی آنها پرده برگیریم.