مفهوم کارتوپلیتیک و کاربردهای آن در تحلیلهای جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک
نویسندگان
1 دفتر مطالعات سیاسی، معاونت پژوهشهای سیاسی-حقوقی، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، تهران، ایران
2 دفتر مطالعات سیاسی، معاونت پژوهشهای سیاسی-حقوقی، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22059/jhgr.2024.375743.1008696چکیده
نقشه نهتنها منتقلکننده واقعیت است، بلکه دربردارنده نیات و مقاصد ترسیمکنندگان آن است. کارتوگرافی انتقادی بر این اصل استوار است که نقشهها در خدمت قدرت هستند. به سخن دیگر، کارتوگرافی انتقادی، کارتوگرافی مرسوم را با پیوند دادن دانش جغرافیایی با قدرت و بنابراین امر سیاسی، به چالش می-کشد و بر این فرض استوار است که نقشهها واقعیت را میسازند و آن را بازنمایی میکنند. در این راستا کارتوپلیتیک بهعنوان زیرشاخهای از جغرافیای سیاسی ظهور یافته است. هدف پژوهش حاضر بررسی مفهوم کارتوپلیتیک و کاربردهای آن در تحلیلهای جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک، با استفاده از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است. طبق یافتههای پژوهش، کارتوپلیتیک به معنای توصیف چگونگی رابطه سیاست با نمایش کارتوگرافیکی ساختهشده از فضاست که در آن کارتوگرافی به استقرار تصویر فضایی ویژهای در راستای اهداف و ایدئولوژی خاص میپردازد. به بیانی ساده کارتوپلیتیک به رابطه نقشه، سیاست و قدرت اشاره دارد. طبق نتایج تحقیق، کارتوپلیتیک پیوند تنگاتنگی با قلمروسازی بهعنوان اساس نظری جغرافیای سیاسی و مشتقات آن شامل قلمروداری و قلمرو گستری دارد. بررسی نمونههای موردی مختلف، در مقاطع زمانی متفاوت حاکی از نقش ابزاری کارتوگرافی در شکل دادن به قلمرو، کنترل و اداره قلمرو، و نیز قلمرو گستری از جمله در جنگها، منازعات ژئوپلیتیکی، ساخت و بازساخت گفتمانهای ژئوپلیتیکی دارد. در همه موارد، نقشهها با تکنیکهایی مانند برجستهسازی، خطوط یا رنگآمیزی خاص، سیستم تصویر و در کل با آنچه نشان میدهند و آنچه نشان نمیدهند در روابط قدرت گرفتار میشوند.