بهبود کارایی مصرف آب چغندرقند (Beta vulgaris L.)با کاربرد ورمی‌کمپوست و محافظ‌های گیاهی

نویسندگان

1 گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

2 گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

3 گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

4 گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

doi
10.22034/saps.2021.45156.2659
چکیده

چکیده اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات متقابل ورمی‌کمپوست و محافظ‌های گیاهی روی پاسخ‌های فیزیولوژیکی چغندرقند در سطوح مختلف آبیاری انجام گردید.   مواد و روش‌ها: این پژوهش به­صورت آزمایش اسپلیت پلات فاکتوریل در دو سال زراعی انجام گرفت. کرت‌های اصلی شامل آبیاری در 30 (کم­آبی شدید)، 50 (کم­آبی متوسط)، 70 (آبیاری نرمال) و 90 درصد (آبیاری اضافی) ظرفیت زراعی بودند. کرت‌های فرعی شامل ورمی­کمپوست (صفر و 7 تن در هکتار) و محافظ‌های گیاهی شامل آب مقطر (شاهد)، روی (5 میکرومول)، سیلیکون (4 میلی‌مول)، گلایسین­بتائین (4 میلی‌مول) و اسیداسکوربیک (5/0 میلی‌مول) بود.   یافته‌ها: عملکرد ریشه در گیاهان آبیاری شده در 70 درصد ظرفیت زراعی بیشتر از سایر تیمارها بود که منتج به افزایش کارایی مصرف آب، کارایی استفاده از آبیاری و کارایی تعرق برای عملکرد ریشه ‌شد. همچنین، عملکرد و وزن خشک ریشه‌ها بوسیله کاربرد محافظ‌های گیاهی افزایش یافت. محافظ‌های گیاهی و ورمی‌کمپوست تاثیری بر کارایی مصرف آب عملکرد ریشه در 70 و 90% ظرفیت زراعی نداشتند، اما کارایی مصرف آب بوسیله گلایسین­بتائین در 50% ظرفیت زراعی، و سیلیکون و گلایسین­بتائین در 30% ظرفیت زراعی به همراه کاربرد ورمی­کمپوست افزایش یافت. اثرگذاری گلایسین­بتائین برای کارایی مصرف تعرق و عملکرد قند بیشتر از سایر تیمارها بود. بیشترین عملکرد ریشه در تیمار70% ظرفیت زراعی بدست آمد و کاربرد محافظ‌های گیاهی و ورمی‌کمپوست عملکرد ریشه را نسبت به شاهد افزایش دادند.   نتیجه‌گیری: استفاده از ورمی­کمپوست و محافظ‌های گیاهی (بویژه گلایسین بتائین و اسیداسکوربیک) در تعدیل تنش‌های آبی برای تولید پایدار چغندرقند موثر بودند. کاراترین محافظ‌ گیاهی برای تحمل تنش و پایداری عملکرد گلایسین بتائین بود.