اثر مقادیر کاهش یافته علفکش تریفلورالین در تلفیق با مالچ زنده و کلش بر علفهای هرز و عملکرد کنجد (Sesamum indicum L.)
نویسندگان
1 گروه اکوفیزیولوژی گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز
2 گروه اکوفیزیولوژی گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز.
3 گروه اکوفیزیولوژی گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز
doi
10.22034/saps.2021.45765.2673چکیده
اهداف: تحقیق حاضر به منظور بررسی اثر مقادیر کاهش یافته علفکش تریفلورالین در تلفیق با انواع مالچ زنده، مالچ کلش گندم و وجین دستی بر علفهای هرز، عملکرد و اجزای عملکرد دانه کنجد اجرا شد. مواد و روشها: آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی جهاد کشاورزی شهرستان خداآفرین در سال 1398 اجرا شد. عامل اول شامل کاربرد مقادیر مختلف علفکش تریفلورالین در چهار سطح شامل صفر،50، 75 و 100 درصد (دز توصیه شده 2 لیتر در هکتار) و عامل دوم سطوح مختلف مدیریت های غیر شیمیایی علفهای هرز شامل کاشت مالچ زنده شنبلیله، مالچ زنده گاودانه، مالچ زنده همیشه بهار، مالچ کلش گندم، یک بار وجین دستی و تیمار بدون کنترل غیرشیمیایی بود. یافتهها: نتایج نشان داد تراکم و زیست توده علفهای هرز تحت تاثیر میزان دز علفکش، مدیریت غیرشیمیایی و اثر متقابل آنها قرار گرفتند. کاربرد علفکش تریفلورالین در تلفیق با مالچ کلش گندم و وجین دستی تاثیر بیشتری در کنترل علفهای هرز در مقایسه با تیمارهای مالچ زنده داشتند. در تیمار کشت مالچ زنده همیشه بهار، تفاوت عملکرد دانه بین کاربرد دز توصیه شده و 75 درصد دز توصیه شده تریفلورالین معنی دار نبود.نتیجهگیری: در بین تیمارهای مدیریت غیرشیمیایی علفهرز، کاربرد مالچ کلش گندم و یک بار وجین دستی کارایی بیشتری در مقایسه با تیمارهای مالچ زنده داشتند و میتوانند در ترکیب با دزهای کمتر از دز توصیه شده تریفلورالین در مدیریت پایدار علف های هرز کنجد مورد استفاده قرار گیرند.