اثر کشت مخلوط گندم زمستانه با ماشک و شبدر بر جمعیت علفهای هرز تحت سیستمهای مختلف شخم
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم شیمیایی و دارویی، دانشگاه فرارا، فرارا، ایتالیا
2 دانشجوی دکتری زراعت، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام
3 گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام
doi
10.22034/saps.2021.45776.2675چکیده
اهداف: مشکلات زیستمحیطی ناشی از کاربرد بیرویه علفکشها و مقاومت علفهایهرز به آنها، لزوم توسعه راهکارهای زراعی بهعنوان یک روش ایمنتر و کمهزینهتر برای مدیریت علفهایهرز را از الویتهای کشاورزی پایدار قرار داده است. این مطالعه بهمنظور بررسی اثر کشت مخلوط گندم با شبدر ایرانی و ماشک گلخوشهای بر جمعیت و تنوع علفهایهرز تحت سامانههای مختلف خاکورزی انجام گرفت.مواد و روشها: آزمایش بهصورت کرتهای خرد شده در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه ایلام طی دو سال زراعی 98-1397 و 99-1398 انجام گرفت. خاکورزی بهعنوان عامل اصلی در سه سطح (خاکورزی متداول، خاکورزی حداقل و بیخاکورزی) و الگوهای مختلف کشت شامل کشت خالص گندم، کشت خالص شبدر، کشت خالص ماشک، کشت مخلوط افزایشی 100 درصد گندم+ 50 درصد شبدر، کشت مخلوط افزایشی 100 درصد گندم+ 50 درصد ماشک و شاهد (بدون کشت) بهعنوان فاکتور فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج: کاهش تراکم بوته علفهایهرز در الگوی کاشت گندم+ ماشک و گندم+ شبدر تحت بیخاکورزی نسبت به تیمار شاهد بهترتیب 72/80 و 99/65 درصد و در خاکورزی حداقل 60/91 و 71/77 درصد و در خاکورزی متداول 04/80 و 83/70 درصد بود. کمترین شاخص تنوع شانون-وینر، شاخص تنوع بریلویین، شاخص یکنواختی و غنای گونهای مارگالف و بیشترین شاخص غالبیت سیمپسون در سامانه بیخاکورزی مشاهده شد. نتیجهگیری: کشت مخلوط ماشک با گندم در سامانههای خاکورزی حفاظتی و متداول توانست علفهایهرز را تا سطح مناسبی کاهش دهد و این راهکار میتواند بهعنوان روشی مؤثر در راستای کشاورزی پایدار مورد استفاده قرار گیرد.