"ما ازدواج کرده ایم، اما زیر یک سقف زندگی نمی کنیم": تجارب زیسته افراد متاهل در دوران عقدبستگی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روان شناسی بالینی دانشگاه شهید بهشتی
2 استاد گروه روان شناسی بالینی و سلامت دانشگاه شهید بهشتی
3 دانشیار گروه روان شناسی دانشگاه شهید بهشتی
4 استادیار گروه مطالعات بنیادین دانشگاه شهید بهشتی
5 دانشیار گروه بهداشت خانواده دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22054/qccpc.2021.60370.2683چکیده
دوران عقد، از اولین مراحل چرخه زندگی خانوادههای ایرانی به شمار میرود. ازآنجاکه دوران عقدبستگی، دورانی ست که افراد متأهل هستند اما هنوز زندگی مشترک در زیر یک سقف را آغاز نکردهاند، توجه به این دوران بهعنوان اولین مرحله تأهل، امری ضروری به نظر میرسد. هدف از پژوهش فوق، شناسایی تجارب زیسته زنان و مردان متأهل ایرانی در طول دوره عقد بود. پژوهش حاضر که در سال 1399 انجام شد، یک پژوهش کیفی بود که 13 شرکتکننده (بر اساس اصل اشباع دادهها) با روش نمونهگیری هدفمند، از میان جمعیت موردمطالعه که شامل افراد عقد کرده ساکن شهر تهران بودند انتخابشده و با آنها مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انجام شد تا تجارب زیسته آنها شناسایی شود. درنهایت مصاحبهها با روش تحلیل تماتیک مورد تحلیل قرار گرفتند و مضامینی تحت عنوان چالشها و تکالیف تحولی استخراج شدند چالشها، شامل چالشهای مربوط به خانواده مبدأ و خانواده همسر و همچنین چالشهای بین همسران بود. تکالیف تحولی نیز طبق گفتههای مشارکتکنندگان به سه دسته تکالیف تحولی مربوط به زوج، تکالیف تحولی مربوط به خانوادهها در قبال زوج و تکالیف تحولی فردی تقسیم شد. درنهایت، میتوان گفت که نتایج مربوط به این پژوهش و پژوهشهای مشابه میتواند در طراحی بستههای آموزش پیش از ازدواج بر اساس چالشها و تکالیف تحولی دوران عقد، مورداستفاده قرار گیرد.