تحلیل محتوای صفحات و گروههای شبکه اجتماعی فیسبوک با نظریه حوزه عمومی هابرماس
نویسندگان
1 دانشگاه اصفهان
2 دانشگاه اصفهان
3 دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
doi
10.22059/jisr.2013.36578چکیده
همراه با توسعه و گسترش ارتباطات کامپیوتری و دسترسی روزافزون مردم جوامع مختلف به اینترنت و شبکههای اجتماعی مجازی، کوششهای نظری بسیاری صرف یافتن الگوهای مناسب برای مطالعه اینترنت و تاثیرات سیاسی و اجتماعی آن گردید. در جریان این تلاشها مفهوم حوزه عمومی در چارچوب نظریه هابرماس جایگاه برجستهای یافته است. بر این اساس، از گروهها و صفحاتی که کاربران ایرانی در شبکه اجتماعی فیسبوک تشکیل دادهاند، 10 مورد طبق نمونهگیری هدفمند با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مورد مطالعه قرار گرفتند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که اگرچه فیسبوک در بین کاربران ایرانی منجر به افزایش دسترسی به اطلاعات شده است، اما تولید بیش از حد محتوا در نهایت منجر به چندپاره و متکثر شدن واقعیت میشود. بهعبارتی ما در گروهها و صفحات ایرانی حاضر در فیسبوک با همهمهای مواجه هستیم که در آن کسی صدای دیگری را نمیشنود. بنابراین تولید صرف اطلاعات نمیتواند کمکی به شکلگیری حوزه عمومی سایبر نماید. همچنین اگر چه فیسبوک به مردم فرصت میدهد تا به طور برابر در گفتگو ابراز وجود کنند اما در گروهها و صفحات ایرانی به ندرت گفتگو شکل میگیرد، حتی در مواردی که گفتگو شکل میگیرد در این گفتگوها به ندرت بحث منطقی در میگیرد و دسترسی به اجماع یا توافق غیرممکن بهنظر میرسد. در نهایت باید گفت که فیسبوک اگر چه ظرفیتهایی برای احیاء حوزه عمومی داراست اما در عمل نتوانسته به ایجاد حوزه عمومی بینجامد.