ارائۀ مدل توسعۀ تفکر انتقادی بر اساس رویکردهای مطالعه و سبکهای یادگیری دانشجویان در دانشگاه آزاد اسلامی استان گیلان 

نویسندگان

1 دانشجویی دکتری دانشگاه آزادرودهن، مربی گروه مدیریت و آموزش ابتدایی، دانشگاه آزاداسلامی آستانه اشرفیه.

2 دکتری مدیریت آموزشی،علوم و تحقیقات تهران، استادیار علوم‌تربیتی دانشگاه آزاد رودهن، علوم تربیتی و مشاوره، رودهن،مجتمع دانشگاهی.

3 دکتری مدیریت آموزش عالی، علوم و تحقیقات تهران، استادیار علوم‌تربیتی دانشگاه آزاد رودهن.

doi
چکیده

 هدف: تحقیق حاضر با هدف پاسخ به این سؤال کلیدی انجام شد که: آیا رویکرد مطالعه و سبک‌ یادگیری با سطح تفکر انتقادی دانشجویان رابطه دارد؟ روش: جامعۀ تحقیق، دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی گیلان در سال تحصیلی 97-96 است که بر اساس فرمول جامعۀ محدود کوکران، 386 نفر از آنان با روش نمونه‌گیری غیر احتمالی در دسترس انتخاب شدند و از پرسشنامۀ استاندارد برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. برای تأمین روایی محتوا، از نظر جمعی از اساتید، استفاده و اصلاح لازم لحاظ شد. برای سنجش پایایی پرسشنامه از سازگاری درونی و آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با روش آزمون کولموگروف- اسمیرنوف، خی‌دو، تحلیل عاملی تأییدی و مدلسازی معادلات ساختاری توسط نرم‌افزارهای اس.پی.اس.اس-25 و آموس-24 انجام شد. یافته‌ها: با توجه به نتایج و سطح معناداری به دست آمده، سبک یادگیری و سبک مطالعه دارای تأثیر معناداری بر تفکر انتقادی‌اند. نتیجه‌گیری: یادگیری، نتیجه و برایند آموزشهای برنامه‌ریزی شده یا تجربی است که بر اثر تمرین یا برخورد مستمر در فرد نهادینه شده و نمود بیرونی در رفتار دارد. در مکاتب مختلف، یادگیری در هر زمان و مکان و موضوعی، شرایط و مهارتهای خاصی را طلب می‌کند. بدین سبب، مهارتهای یادگیری قرن بیست‌ویکم را مجموعه‌ای از مهارتها همچون: تفکر انتقادی، فنّاوری اطلاعات، ارتباط تعاملی و مؤثر، خلاقیت و ریسک‌پذیری، مهارتهای بین فردی، مسئولیت شخصی، اجتماعی و مدنی، بهره‌وری بالا، اولویت‌بندی، برنامه‌ریزی و مدیریت، انعطاف‌پذیری و سازگاری و اعتماد به نفس دانسته‌اند.