ضرورت تغییر تیپهای بهرهوری رایج منطقه هوراند
نویسندگان
1 مرکز آموزش عالی شهید باکری میاندوآب، دانشگاه ارومیه
2 گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز
3 گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز
4 گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز
doi
10.22034/saps.2020.12320چکیده
اهداف: ارزیابی تناسب اراضی با بررسی لزوم تداوم یا تغییر کشتها از اولین گامهای کشاورزی پایدار میباشد که بهمنظور توسعه این مهم در منطقه هوراند مطالعه حاضر انجام شد. همچنین ابعاد مختلف روشهای کیفی و کمّی تناسب اراضی جهت تعیین و بهبود سنجههای دخیل در ارزیابی کشاورزی پایدار بحث شد. مواد و روشها: با تهیه اطلاعات اقلیم، زمیننما و خاک، ارزیابی تناسب اراضی تیپهای بهرهوری رایج منطقه شامل گندم دیم وآبی و پیاز با دو روش کیفی و کمّی صورت گرفت. آزمون مربعکای، همبستگی پیرسون و رابطه رگرسیونی بهمنظور تعیین صحت و دقت روش ارزیابی صورت گرفت. پهنهبندی تناسب منطقه برای تیپهای بهرهوری مختلف انجام و ضمن تفسیر نقشههای خروجی، سطح مدیریت منطقه تحلیل شد. یافتهها: محدودیتهای غالب اقلیم و شیب در سطح منطقه منجر به کلاسهای تناسب N برای گندم دیم، S1 تا N برای گندم آبی و S3 و N برای پیاز در روشهای کیفی و کمّی شدهاند، هر چند سایر فاکتورهای مورد بررسی نیز در برخی موارد دارای محدودیت بودهاند. بررسیهای آماری مؤید صحت روش ارزیابی است. سطح مدیریت متوسط و پایین محاسبه شده در تطابق با شواهد میدانی میباشد. نتیجهگیری: نامناسب بودن و در برخی موارد تناسب کم منطقه لزوم تغییر کشت محصولات رایج منطقه را نشان میدهد. در شرایطی که محدودیتها شدید و کلاس اراضی نامتناسب باشد تفاوت چندانی در نتایج حاصل از روشهای کمّی و کیفی ارزیابی دیده نمیشود. در تعیین شاخص مدیریت اراضی عوامل محیطی و مدیریتی غیرمستقیم دخیل در محدودیتها در کنار مقادیر تولید بایستی مدنظر قرار گیرند.