ارزیابی شاخص‌های کیفیت خاک در مناطق تغییر کاربری یافته جنگل‌های زاگرس شمالی (مطالعه موردی: اشنویه- استان آذربایجان غربی)

نویسندگان

1 دانشگاه ارومیه-دانشکده کشاورزی-گروه علوم خاک

2 گروه اصلاح و بیوتکنولوژی گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ارومیه

3 گروه علوم خاک دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه

4 هیات علمی دانشگاه ارومیه

5 گروه علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ارومیه

doi
10.22069/ejsms.2017.9266.1557
چکیده

سابقه و هدف: رشد جمعیت جهان، نیاز غذایی انسان، دخالت انسان در اکوسیستم‌های طبیعی و تغییر ویژگی‌های ذاتی خاک از طریق تخریب آن، نیاز به بررسی اثرات تغییر کاربری اراضی بر کیفیت خاک را افزایش می‌دهد. این مطالعه به‌منظور بررسی اثرات تغییر کاربری اراضی بر برخی شاخص‌های کیفیت خاک در مناطق تغییر کاربری یافته جنگل‌های زاگرس شمالی انجام گردید. مواد و روش‌ها: در این تحقیق تعداد 96 نمونه خاک از خاک‌های جنگلی زاگرس شمالی و مناطق تغییر کاربری یافته هم‌جوار تهیه شدند. برخی خصوصیات خاک شامل تنفس پایه (BR)، تنفس برانگیخته (SIR)، کربن بیومس میکروبی (MBC)، واکنش خاک، هدایت الکتریکی، نیتروژن کل، فسفر قابل استفاده، پتاسیم محلول و تبادلی، ظرفیت تبادل کاتیونی (CEC)، ماده آلی، نسبت جذب سدیم (SAR) و درصد سدیم تبادلی (ESP) اندازه‌گیری گردیدند. شاخص کیفیت خاک (SQI) با استفاده از روش تجزیه به مولفه‌های اصلی (PCA) تعیین گردید. یافته‌ها: نتایج نشان داد در اثر تغییر کاربری جنگل به سایر کاربری‌ها، کربن بیومس میکروبی، تنفس پایه، تنفس برانگیخته، مقدار کلسیم و پتاسیم محلول، کلسیم، منیزیم و سدیم تبادلی، ماده آلی ، ظرفیت تبادل کاتیونی، نسبت جذب سدیم و پتاسیم به‌طور معنی‌داری کاهش یافتند. به‌طوریکه در اثر تغییر کاربری، مقدار ماده آلی در مرتع، باغ و زراعت در مقایسه با جنگل به‌ترتیب 16، 47 و 5/57 درصد کاهش یافت. شاخص کربن بیومس میکروبی نیز، در اثر تغییر کاربری جنگل به مرتع، باغ و زراعت به‌ترتیب 34/28، 66/48 و 28/58 درصد کاهش نشان داد. میزان نیتروژن کل، پتاسیم و ظرفیت تبادل کاتیونی در کاربری جنگل نسبت به زراعت به ترتیب 5/2، 39/1 و 4/1 برابر بیشتر بود. هم‌چنین، در کاربری‌های مختلف اثر عمق بر تمام پارامترهای اندازه‌گیری شده معنی‌دار بود. بطوریکه نتایج نشان-دهنده وجود بیشترین مقدار پتاسیم، نیتروژن، ظرفیت تبادل کاتیونی، تنفس پایه، کربن بیومس میکروبی و تنفس برانگیخته در خاک سطحی (15-0 سانتی‌متری) کاریری جنگل بود. تجزیه به مؤلفه‌های اصلی (PCA) نشان داد از میان 16 ویژگی مورد بررسی کیفیت خاک (TDS)، ویژگی‌های ماده‌آلی، شاخص قابلیت دسترسی کربن (CAI)، نسبت کربن میکروبی به کربن آلی، فسفر قابل استفاده، اسیدیته خاک و نسبت جذب سدیم به‌عنوان حداقل ویژگی‌های مؤثر بر کیفیت خاک (MDS)، بیشترین تأثیر را بر کیفیت خاک‌های مورد مطالعه داشتند. هم‌چنین بر اساس مدل شاخص تجمعی کیفیت خاک (SQI)، کیفیت خاک برای جنگل (756/0) و مرتع (73/0) درجه II (محدودیت کم) و برای کاربری‌های زراعت (646/0) و باغ (626/0) درجه III (دارای محدودیت برای رشد گیاه) تعیین گردید. نتیجه‌گیری: چنین استنباط می‌گردد که هر گونه مدیریت و تغییر کاربری (جنگل به باغ و زراعت) که باعث افزایش دست‌خوردگی خاک می‌شود، کاهش کیفیت خاک و افزایش حساسیت اراضی به فرسایش خاک را در پی دارد. لذا لازم است به منظور حفظ کیفیت خاک عملیات مدیریتی مناسبی انجام گردد.