ارزیابی فرضیه شناختِ بدنمند در شکلگیری مفهوم «مالکیت» در زبان قرآن
نویسندگان
1 استاد مدعو گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه علامه طباطبائی
2 استاد گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه علامه طباطبایی
3 دانشیار گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22054/rjqk.2024.78088.2938چکیده
شناختِ بدنمند یکی از چارچوبهای نظری در علومشناختی است که بر اساس آن، شناخت امری جسمانی شده است که از طریق تعامل بین بدن، محیط و ذهن شکل میگیرد. این مقوله با بسیاری از مفاهیم انتزاعی قرآن که «مالکیت» یکی از مهمترین آنها است در ارتباط است. در پژوهش حاضر کوشش شده است با شیوة توصیفی– تحلیلی و با رویکرد معناشناسی شناختی، تأثیر شناخت بدنمند در شکلگیری مفهوم انتزاعی «مالکیت» در زبان قرآن مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد. دادههای بررسی شده در این پژوهش عناصر واژگانی مرتبط با اعضای بدن و افعال مرتبط با این اعضا است که برای اشاره به مالکیت استفاده میشدند. نتایج بهدستآمده از این پژوهش نشان میدهد که شناخت و درک مفهوم مالکیت و انواع آن در زبان قرآن به تجربه جسمانی و فعالیتهای بدنی انسان وابسته است و دانشِ تجربی انسان از اعضای بدنش، مانند دست، پا، سر، دهان و کنشهای مرتبط با آن، مانند: گرفتن، ساختن، کسبکردن، به چنگانداختن، ایستادن و خوردن، مبنای نگاشت استعاری برای شناخت مفهوم انتزاعی مالکیت بر مبنای استعاره مفهومی " رابطة انتزاعی به مثابة رابطة عینی» در زبان قرآن میباشد که میتواند به درک بهتری از این مفهوم در قرآن و ارتقای دانش ما در این زمینه کمک کند.