پیش بینی کیفیت زندگی براساس خوردن ذهن آگاهانه با میانجی گری تصویر بدنی و رفتارهای خوردن در زنان متأهل دارای اضافه وزن و چاقی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی اهواز

2 استادیار علوم تغذیه دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز

3 استاد، گروه مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی اهواز

doi
10.22054/qccpc.2018.28840.1728
چکیده

پژوهش حاضر به‌منظور تعیین مدل رابطه ­ی بین خوردن ذهن­آگاهانه با کیفیت زندگی با میانجی­گری تصویر بدنی و رفتارهای خوردن در زنان دارای اضافه وزن و چاقی در شهر اهواز انجام شد. طرح پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه­ی پژوهش شامل کلیه­ی زنان متأهل دارای اضافه وزن و چاقی شهر اهواز در سال 1396 است. نمونه­ی پژوهش حاضر به‌وسیله‌ی دعوت از طریق آگهی از میان 625 زن داوطلب شهرستان اهواز، 400 نفر با کسب رضایت و با توجه به ملاک‌های ورود و خروج به روش نمونه­گیری در دسترس و هدفمند، برگزیده شدند. جهت گردآوری داده­ها از پرسشنامه‌ی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی - فرم کوتاه (1996)، پرسشنامه­ی خوردن ذهن­آگاهانه فرامسون، کریستال، شنک، لیتمن، زلیاد و بنیتز (2009)، پرسشنامه­ی نگرانی از تصویر بدنی لیتلتون، اکسوم و پری (2005) و پرسشنامه‌ی رفتار خوردن داچ ون استرین، فریجترز، برگرز و دفارس (1986) بهره برده شد. جهت تحلیل داده­ها از روش­های آماری همبستگی پیرسون و مدل­سازی معادلات ساختاری با استفاده از برنامه­های آماری 25-SPSS و 24-AMOS استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد بین خوردن ذهن­آگاهانه با کیفیت زندگی، رابطه­ی مثبت و معنادار و بین تصویر بدنی و رفتارهای خوردن با کیفیت زندگی، رابطه­ی منفی و معناداری وجود داشت (01/0 > p). همچنین، نتایج شاخص­های برازندگی مدل، از برازش مدل پیشنهادی با یک شاخص اصلاح حمایت کردند. پژوهش حاضر نشان داد که عوامل شناختی (مانند خوردن ذهن­آگاهانه و تصویر بدنی) و عوامل رفتاری (مانند رفتارهای خوردن) موجب بهبود کیفیت زندگی زنان دارای اضافه وزن و چاقی نیز می­شود.