خودتنظیمی در ایران؛ تأملی بر تاریخچه و کارکردهای نظام صنفی

نویسندگان

1 استادیار عضو هیأت علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، تهران، ایران.

doi
10.22126/ipes.2023.8443.1518
چکیده

باوجودی که باید ریشه های خودتنظیمی را در قرون هجدهم و نوزدهم و در اندیشه های برگرفته از نظریه های اقتصاد سیاسی لیبرال کلاسیک جستجو کرد، اما امروزه خودتنظیمی نه ‎تنها یکی از رویکردهای مؤثر و مفید در به حرکت درآوردن چرخ‎های نظام‎های اقتصادی به‎ شمار می‎ رود؛ بلکه روشی موفق و مفید در عرصه ‎های مختلف سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی است. در این میان، نظام صنفی همواره یکی از نهادهای داعیه دار امر خودتنظیمی در عرصه اقتصاد بوده و با همین مبنا، مسئلة استقلال این نهاد و میزان و نوع وابستگی آن به دولت به ‎عنوان چالشی جدی در این حوزه مطرح می شود. نوشتار پیش رو می کوشد تا با نگاهی به تاریخچه و کارکردهای نظام صنفی ایران، این نظام را با رویکرد خودتنظیمی بررسی کند و به ‎دنبال پاسخ این پرسش اصلی است که جایگاه نظام صنفی در ایران به عنوان نهادی خودتنظیم چگونه تبیین شده و چه کارکردهایی دارد؟ بر این اساس، پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و با بهره ‎گیری از منابع کتابخانه‎ای نتیجه می ‎گیرد که نظام صنفی سنتی ایران اگرچه حائز برخی از رگه ‎های خودتنظیمی مانند مشارکت جدی در انتخاب رئیس صنف، تعیین قیمت و استاندارد محصول، تعیین میزان مالیات بوده است، ولی درمقابل با داشتن ویژگی‎هایی همچون نظارت بی حد و مرز عناصر دولتی مانند «کلانتر، محتسب، مفتش، داروغه» بر امور اصناف، دخالت دولت در انتخاب رئیس صنف، عدم رشد جامعه مدنی و وابستگی ارگانیک به دولت. ضمن تفاوت با گیلدهای غربی، حائز استقلال لازم به‎عنوان یک نهاد خودتنظیمِ تمام ‎عیار نبوده و نیست.