مطالعه میدانی عاملیت چندگانه و شبکه ای شده در اعتراض های اجتماعی در ایران از 1396 تا 1400

نویسندگان

1 استاد رشته علوم سیاسی، دانشگده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز ، ایران.

doi
10.22126/ipes.2023.8514.1524
چکیده

از دهه 1990 به این‎سو به تأثیر از گسترش تحولات ساختاری - نوسازی، جهانی‎شدن و انقلاب ارتباطات و اطلاعات، شاهد سیاسی شدن هویت‎ها و عاملیت های گوناگون بوده ایم و جنبش‎های اجتماعی به ‎مثابه چتر بزرگی برای پوشش دادن و رهبری اعتراض‎ها عمل کرده ‎اند. اعتراض‎های دهه 1390 نقطه عطفی در تاریخ نوین ایران به شمار می رود؛ زیرا به ‎لحاظ شکلی و ماهوی، تفاوت زیادی با جنبش‎های پیشین دارند. در این اعتراض‎ها توده‎ها، کارگران، اصناف و جوانان به شکل نسبتاً خودانگیخته ‎ای در خیابان‎ها برای پیش‎برد مطالبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود حضور یافتند. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش ‎ها است: دلایل یا انگیزه های اصلی کنش‎گران از شرکت در اعتراض‎های 1396 تا 1400 چه بوده؟ و نحوه مشارکت و آگاهی آن‎ها از برنامه های اعتراضی (زمان و مکان و شعارها) بیشتر از چه راهی بوده است؟ این پژوهش با بهره گیری از نظریه سیاست خیابان و جامعه شبکه ای و با روش میدانی و تکنیک مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انجام شده است. یافته های کلی این پژوهش از این قرار است: از 1396 تا 1400 سطح کنش‎گری اعتراضی از بدنه فکری یعنی دانشجویان به بقیه اقشار گسترش یافته است. تحلیل محتوای مصاحبه ها حاکی از جایگاه نخست مطالبات اقتصادی و در رده بعد مطالبات اجتماعی و سیاسی به عنوان انگیزه یا دلایل اصلی در کنش‎گری اعتراضی قرار دارند به ‎ویژه اینکه برای جوانان و دانشجویان و دانش ‎آموزان هم مطالبات اقتصادی در درجه نخست اهمیت بوده است. کاهش اعتماد به رسانه های داخلی به‌همراه ظرفیت های ارتباطی و سازمان‎دهی بالای شبکه های اجتماعی مجازی و ماهواره ها منجر به گرایش به آن‎ها برای آگاهی و مشارکت در اعتراض ها شدند.