اقتصاد سیاسی راهآهن و سیاستگذاری ریلی در ایران از منظر نظریه تخریب خلاق
نویسندگان
1 دانشیار علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز. شیراز، ایران.
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز. شیراز، ایران.
doi
10.22126/ipes.2023.8676.1540چکیده
در میان تکنولوژیهای ارتباطی و حمل و نقل، راهآهن از بیشترین ارتباط با سیاست برخوردار بوده تا حدی که متناسب با نوسان در سیاست، ایجاد، احداث، گسترش و عقد قراردادهای ریلی تغییر کرده است. ازآنجاکه در اواخر قرن نوزده، راهآهن را لکوموتیو توسعه کشورها میدانستند نخبگان کشورها ازجمله ایران تلاش وافری برای گسترش این صنعت در کشور خود داشتند. بهطوری که پرداختن به راه بهعنوان نمادی از پیشرفت در دوره قاجار و پهلوی تئوریزه شد. در این تحقیق تلاش میشود با بهرهگیری از رویکرد تبیینی - تحلیلی به این سؤال پاسخ دهیم که سیاست چه تأثیری بر ورود راهآهن بهعنوان تکنولوژی مهم جهان به ایران داشته است. در پاسخ به این پرسش میتوان استدلال کرد که راهآهن در ایران بیش از آنکه پدیدهای فنی و مهندسی باشد یک مسئله بغرنج سیاسی بوده به گونه ای که ملاحظات سیاسی و منافع اقتصادی بر موافقت و مخالفت با ورود این نوع تکنولوژی در ایران عصر قاجار و پهلوی بسیار تأثیرگذار بوده است. این فرضیه در چارچوب «نظریه تخریب خلاق» بررسی میگردد. یافتههای پژوهش نشان میدهد در ایران تأسیس راهآهن با سیاست عجین بوده و طیف مهمی از دولتمردان ازجمله شخص شاه، روشنفکران، ایلات، علما، اصناف و دیگر قشرهای اجتماعی متناسب با منافع خود به موضعگیری درخصوص آن پرداختهاند. به همین نسبت، بیگانگان نسبت به آن اختلاف نظر داشته و آن را به محل رقابت بین خود تبدیل کرده بودند. رهیافت پژوهش اقتصاد سیاسی و روش گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر بهصورت کتابخانهای و بهرهگیری از منابع اسنادی و تاریخ شفاهی (خاطرات) است.