چگونگی شکل گیری معنا در سوره نازعات از منظر نظریه ساختارگرا

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22054/rjqk.2024.77358.2918
چکیده

نقد متون بر اساس نظریۀ ساختارگرا، امری است که اخیراً در محافل علمی رواج یافته است و بر اساس آن، از کوچک­ترین علائم صوتی و موسیقایی تا بزرگ­ترین آن یعنی واژگان و چگونگی کنار هم قرار گرفتن آن، در معنا مؤثر است و بر این اساس، بین شکل و معنا انسجام قابل ذکری وجود دارد. بدون تردید به کارگیری چنین نظریه­هایی در بارۀ قرآن که متنی به غایت ادبی است، مفاهیم بلند آن را هر چه روشن­تر می­نماید. این مقاله می­کوشد نظم موجود در سورۀ نازعات را با توجه به نظریۀ ساختارگرا، در سطوح مختلف صوتی و واژگانی و نحوی و بلاغی، به قدر وسع نمایان سازد. با این هدف، سؤال پژوهش این است که متن سورۀ نازعات در قالب چه ساختار زبانی بیان شده و مفاهیم برآمده از آن در چه ساختاری ارائه شده است؟ روش تحقیق روشی توصیفی-تحلیلی است. در ابتدا نظریه ساختارگرا توضیح داده می­شود و سپس مقاطع مختلف سوره، با توجه به این نظریه تبیین می­گردد و در نهایت نتیجه تحقیق می­آید. یافته­ها حاکی از آن است که عناصر ساختار زبانی سوره نازعات در جهت انسجام کامل نسبت به موضوع سوره، یعنی حقیقت آخرت و وقایع هول انگیز آن است. مقاطع کوتاه و کوبنده ابتدایی با القای خوف و هراس از قیامت منطبق است و مقاطع بلند و ملایم­ انتهایی، با محتوای سازنده آن، یعنی سرانجام مؤمن و کافر، هماهنگ است. این هماهنگی و نظم در سطوح دیگر کلام، مانند سطح آوایی، واژگانی و نحوی و بلاغی نیز به چشم خورده و تأثیرگذاری آیات را دوچندان کرده است.

کلیدواژه‌ها