واکاوی دلایل نارساییهای حکمرانی متعالی اسلامی در ایران بر پایۀ نظریهپردازی زمینهای
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه اوتاوا، اوتاوا، کانادا
2 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.22070/nic.2025.20633.1415چکیده
حکمرانی متعالی اسلامی بهعنوان یک الگوی حکمرانی تمدنساز، در پی تلفیق ارزشهای الهی با الزامات جوامع مدرن است، اما باوجود پشتوانۀ نظری غنی، تحقق عملی این الگو در ایران با نارساییهای مهمی مواجه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل نظاممند موانع تحقق حکمرانی متعالی اسلامی در ایران انجام شده است. روششناسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش نظریهپردازی زمینهای اشتراوس و کوربین انجام شده است و دادهها ازطریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۴ نفر از نخبگان دانشگاهی گردآوری شده و طی فرایند کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدهاند. یافتهها: نتایج نشان میدهد که بحران انطباق حکمت دینی با سازوکارهای عرفی قدرت، بهعنوان کد هسته، مهمترین مانع تحقق حکمرانی متعالی اسلامی در ایران است. در این میان، شرایط علّی شامل فقدان همگرایی فلسفۀ سیاسی اسلامی با الزامات حکمرانی مدرن، سلطۀ قرائتهای بسته و سنتگرایانه، دوگانگی میان آرمانشهر دینی و واقعگرایی اجرایی و فقدان بنیان مفهومی جامع برای نسبت فقه و ساخت قدرت است. ازسویدیگر، میراث اقتدارگرایی عرفی، گسست میان نخبگان دینی و عرفی و تغییر افق انتظارات مردمسالارانه مهمترین شرایط زمینهای را شکل میدهد. در سطح شرایط مداخلهگر نیز ضعف روح قدسی در ساختار اداری، اقتصاد رانتی و تعارض در گفتمانهای حکمرانی درخور توجه است. واکنش نظام حکمرانی، عمدتاً در قالب راهبردهای نمادین (چون تقلیل حکمرانی دینی به شعائر سیاسی، تولید اقتدار و غفلت از نهادسازی) بروز یافته که پیامدهایی همچون فرسایش سرمایۀ معنوی، سکولاریسم خزنده، انجماد فکری، ازخودبیگانگی و کاهش مشارکت شهروندان را در پی داشته است.