بررسی و تحلیل نقش علم و فناوری در حکمرانی عزتآفرین ایران در گام دوم انقلاب (با تأکید بر نقد نظام سلطه و تبیین الگوی بومی از منظر آیتاللّه خامنهای)
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز. ایران
doi
10.22070/nic.2025.20091.1369چکیده
تحولات پرشتاب دانش و فناوری در عصر حاضر، افزونبر خلق بسترهای نوین برای تعالی بشر، اغلب به ابزاری در خدمت بازتولید هژمونی و تعمیق ساختارهای نابرابر در نظام بینالملل تبدیل شده است. سیاستگذاریهای علمی و فناورانه در غرب، بهویژه از حیث سازوکارهای حکمرانی دانش، عمدتاً معطوف به تحکیم منافع انحصاری قدرتهای مسلط و تثبیت مناسبات سلطهگرانه بوده و از این رهگذر، علم را از کارکردهای اصیل خود در راستای تحقق عدالت، ارتقای معنویت و رفع نیازهای واقعی انسان معاصر دور ساخته است. در واکنش به این وضعیت، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به بنیانهای فلسفی و تمدنی فرهنگ اسلامی ـ ایرانی و اتخاذ رویکردی انتقادی به منطق سلطۀ علمی غرب، درصدد طراحی و استقرار الگویی بومی، مستقل و عزتآفرین از حکمرانی علم و فناوری برآمده است. این مطالعه با بهرهگیری از چهارچوب مفهومی اسپریگنز، به واکاوی فرایند تکوین و تطور اندیشۀ راهبردی حضرت آیتاللّه خامنهای دربارۀ نسبت علم، فناوری و حکمرانی میپردازد. بر مبنای چهار مرحلۀ مدل اسپریگنز ـشامل ادراک بحران، تبیین علل، ارائۀ راهحل و تجویز عملیـ نشان داده میشود که معظمله با شناسایی بحران وابستگی علمی و شکاف دانشی، ریشههای آن را در سلطۀ ساختارهای جهانی دانش و ضعف استقلال و خودباوری علمی میدانند. راهبرد ایشان بر توسعۀ «علم نافع»، تربیت نیروی انسانی متعهد و نوآور، تحکیم زیرساختهای خوداتکایی علمی و پیوند عمیق میان علم، اخلاق و عدالت اجتماعی استوار است و بر لزوم شکلدهی به نظام حکمرانی بومی و مقتدر در عرصۀ دانش و فناوری تأکید دارند. برایند این تحلیل حاکی از آن است که در چهارچوب فکری رهبر انقلاب اسلامی، حکمرانی علم و فناوری باید بهمثابۀ ابزاری راهبردی برای ارتقای اقتدار ملی، تحقق عدالت اجتماعی و ایفای نقش فعال و تمدنساز در نظام بینالملل تلقی شود. این رویکرد امکان عبور فعال و خلاقانه از ساختارهای سلطه و ارائۀ الگویی الهامبخش برای دیگر جوامع مستقل و عدالتخواه را فراهم میسازد.