درآمدی بر جامعه ‏شناسی تاریخی اصلاحات: استدلال‏ های مخالفان اصلاحات در اصلاحات ناصرالدین‏ شاه (1278-1275) از دیدگاه انتخاب عقلانی

نویسندگان

1 دانشگاه تهران

doi
10.22059/jisr.2013.36561
چکیده

مقاله پیش‌رو به بررسی یکی از دوره‌های اصلاحی عصر ناصری، یعنی بازه زمانی 1278-1275 می‌پردازد، بازه‌ای که معمولا از آن غفلت می‌شود. در این مقاله، با رویکردِ انتخاب عقلانی، به روایت  علی استدلالاتِ مخالفان در قالبِ سه گروهِ روحانیان، درباریان، و دیوانیان پرداخته شده است و پس از بررسی استدلالات هریک از این سه دسته، (بر اساس روش تطبیقی جان استوارت میل) که عمدتا بر آموزه­های فراموش‌خانه متمرکز است، استدلالات مشترک در میانِ گروه­های استدلال­کننده عبارت بود از: «در خطر افتادن کیان پادشاهی ناصرالدین ­شاه»، و « عدم پایبندی مصلح و/یا همراهان وی به سنت». در کنارِ این استدلالاتِ پرتکرار، «مغایرت اقدامات اصلاحی مصلح و/یا همراهان وی با دین»، دین‌دار نبودن شخص مصلح و/یا همراهان وی»، به همراه استدلالاتِ «تلاش برای تغییر نظام پادشاهی»، «برهم‌خوردن امنیت داخلی»، «بی‌توجهی به جایگاه طبقاتی مخالف و تهدید منافع طبقاتی آنان»، «نگرانی از امتزاج فرهنگی» و «ویژگی‌های رفتاری مصلح و/یا همراهان وی» استدلالاتی­اند که دو گروهِ استدلال­کننده عنوان کرده‌اند. و «فساد اقتصادی مصلح»، «از بین رفتن تمامیت ارضی»، «مستعمره‌شدن ایران»، «وابستگی به روسیه» و «عدم رعایت حقوق شهروندی» استدلالاتی­اند که فقط یکی از گروه‏های استدلال‌کننده عنوان نموده­اند.