اصول برنامهریزی جدید برای بازاندیشی چارچوب نظری طرح هادی روستایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی روستایی، گروه جغرافیای انسانی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 دانشیار جغرافیا و برنامهریزی روستایی، گروه جغرافیای انسانی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jhgr.2024.365711.1008635چکیده
کشور ایران با داشتن حدود نیم قرن تجربه برنامه ریزی، پر سابقه ترین کشورها در زمینه برنامه ریزی است؛ اما ارزیابی برنامه های توسعه نشان می دهد که به علت حاکم بودن ساختار بخشی بر تدوین برنامه ها، هنوز شاخص های توسعه سکونتگاههای روستایی کشور از وضعیت مناسب برخوردار نیستند. طرح هادی، اگرچه زمینهساز پیامدهای مثبتی از جمله جلوگیری نسبی از ساخت و سازهای غیرقانونی، تعریف نیاز و تأمین کاربریها و خدمات عمومی و نظم و نسق بخشی به گسترش فیزیکی در روستاهای سطح کشور ایران شده است ولی با این وجود بایستی به ایت نکته نیز اشاره داشت که این طرح علاوه بر پیامدهای مثبت خود، پیامدهای منفی را نیز برای روستا و روستاییان به دنبال داشته است. با توجه به اهمیت طرح هادی روستایی در برنامهریزی توسعه روستاهای سطح کشور و همچنین با آگاهی از نارساییها و چالشهای پیش روی طرح هادی روستایی، ضروری است تا چارچوب برنامهریزی مناسبی برای طرح هادی روستایی ارائه گردد. در این راستا پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش از نوع کیفی (مبتنی بر پدیدارشناسی) است. دادههای مورد نیاز به روش مصاحبه نیمه ساختار یافته با 30 تن از کارشناسان و خبرگان (دارای تجربه زیسته در تهیه، ارزیابی و تصویب طرح هادی) جمعآوری و با بهرهگیری از نرمافزار مکسکیودا کدگذاری و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که در طرح هادی روستایی، برنامهریزی باید با رویکرد اجتماع محور انجام شود. این نوع برنامهریزی بر اصول بنیادینی مانند یکپارچگی، مشارکت دستاندرکاران محلی، مسئله محوری، تدریج گرایی و پایش و ارزشیابی تأکید دارد.