کارکرد گفتوگومندی قرآن در حل مسئله گسست تمدنی
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری علوم قرآن و حدیث (مدرس دانشگاه قم)، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، قم، ایران
2 دانشیار گروه مطالعات اجتماعی تمدنی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، ایران
doi
10.22070/nic.2024.19349.1319چکیده
تمدن اسلامی که در دورههایی از حیات خود به شکلی همگرا و یکپارچه پیش میرفت، امروز با مسئله گسست و عدم پیوستگی روبروست. البته این مسئله مختص تمدن اسلامی نبوده، میتوان گفت جهان امروز دچار گسست و ناسازگاری شده است. این پژوهش با هدف یافتن راهحلی برای مسئله گسست در گستره تمدن اسلامی و چگونگی ایجاد انسجام و همگرایی میان مسلمانان نوشته شده است. در این راستا به قرآن بهعنوان مصدر یا ایده هدایتگر تمدن اسلامی رجوع کرده، با بهرهگیری از روش توصیفی- تفسیری و رویکرد تمدنی از میان راهحلهای متنوع قرآن بر «گفتوگو» تمرکز میکند. ازاینرو پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه میتوان مسئله گسست در تمدن اسلامی را با تکیهبر عنصر گفتوگو در قرآن حل کرد. قرآن با «نزولِ تعاملی و گفتوگویی»، مخاطبان خود را نه تماشاگر، بلکه کنشگرانی فعال میبیند و راه را برای مشارکت آنها در متن باز میکند. این کتابِ تعاملی توانسته با تکیهبر وجوه مشترک با مخاطب در سه ساحت ذهن، زبان و عین با مخاطبان خود گفتوگو کرده و اینگونه پیوند و انسجامی میان آنها ایجاد کند. دستاورد این گفتوگو با مخاطب، تحکیم «هویت مشترک» میان مسلمانان، پایهریزی «معنای همکنشی» و در پایان «عملِ جمعی» و متعهدانه به معناست. در این نگاه، قرآن نه محصولی فرهنگی به معنای متأثر از فرهنگ، بلکه محصولی همکنشی و برآمده از گفتوگو است که بهمثابه «چسب تمدنی» عمل کرده، گسستها را کمرنگ و پیوند افراد را تقویت میکند.