غیبت حیات مدنی در سیاست‌گذاری شهری: مطالعه تقاطع های غیر هم‌سطح ولایت و امام حسین (ع) در شهر کرمانشاه

نویسندگان

1 استادیار جامعه شناسی، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

2 کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

3 دانشیار جامعه شناسی، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

doi
10.22126/ipes.2023.8174.1498
چکیده

پژوهش در حوزه زندگی شهری و تهدیداتی که زندگی روزمره را هدف قرار می ‎دهد، یکی از وجوه مهم مطالعات مربوط به سیاست‌گذاری شهری است که موضوع تحقیق حاضر قرار گرفته است. مطالعه پیش رو به بررسی تقاطع ‎های غیر‎ هم‎سطح ولایت و امام حسین (ع) و حذف عناصر شهری پیونددهنده‌ای چون میدان در نقاط حساس مرزی بین محلات می پردازد. روش تحقیق، مطالعه انتقادی شهری و جمع‌آوری اطلاعات، بر اساس مشاهده غیر مداخله گر انجام گرفته و کسب و کارهای موجود بر خیابان منتهی به دو تقاطع را مورد بررسی قرار داده است. هدف از انجام این مشاهدات و تحلیل‌های صورت گرفته، یافتن انحرافات سیاست‌گذاری کالبدی و نشان دادن تخریب متنی شهر بوده است. از این منظر، ساخت سازه‎های بزرگ‌مقیاس در عرصه ارزیابی‌شده از شهر تاریخی کرمانشاه سبب شده که ارتباط محلات شهری از طریق معابر و حضور اهالی سایر محلات با مانع بزرگی همچون تقاطع غیر‎ هم‎سطح مواجه شود. این نامکان‎ها در نقاط حساس مرزی پیوند با محلات مجاور، خلأ مرزی ایجاد کرده اند و اثرات مخرب نامکان و خلأ مرزی به شکلی هم‌افزا، فضای عمومی شکننده موجود را رو به افول برده است؛ به‌طوری که به‌واسطه‎ این تحولات، کسب و کارهای موجود در بلوار شهید شمشادیان به‌مانند یک محله به حاشیه رانده‌شده، تحت سیطره خدمات صنعتی موقتی قرار گرفته ‎‎اند. در صورت تشدید اثرات یادشده و زوال بیشتر تعاملات درون‌شهری در اثر نادیده گرفتن زندگی شهری از سوی سیاست‌گذاران شهری، بیم آن می‎رود که شهر به یک مجمع‌الجزایر تبدیل شده و محله ذکرشده، به یک زاغه ابدی تبدیل شود.