تحلیل فلسفی مهندسی تمدن در بستر جنگ ارادهها
نویسندگان
1 عضو هیئتعلمی فرهنگستان علوم اسلامی، قم، ایران.
doi
10.22070/nic.2024.18407.1270چکیده
تبیین فلسفه تاریخی از روابط ارادههای سازمانیافته که به قدرت تمدنی تبدیل میشوند، مسئلهی سادهای نیست. ظرفیت تمدنها ازیکسو تابع قدرت کنشگری ارادههای قاهر و ابزارهای آن و ازسویدیگر به مکانیزم گردش قدرت برمیگردد. چه طیفی از ارادهها و با چه ضریب نفوذی، مبدأ ظهور تمدنها هستند؟ حرکت تمدنی، حاصل هماهنگی شبکهی ارادههای جهتیافته است. کنشگری ارادهها ضریب نفوذ یکسانی ندارند؛ بلکه برخی بهدلیل قدرت روحی و عقلی، قاهرند؛ لذا ساخت جامعه، برآیند نفوذ قدرت برتر و پذیرش آن میباشد. نظام ارادهها نیز در سه مقیاس: «تاریخی، اجتماعی، فردی» محور تحولات میباشند و در صورت هماهنگی بر محور واحد و عهدهسپاری همدلانه به قوانین سازمان تمدنی خود، جامعه در وضعیت تکاملی قرار گرفته و تمدنها شکوفا میشوند. فرایند ظهور تمدنها، در یک روند خطی صورت نمیگیرد، بلکه از بستر جدال ارادههای درونی و بیرونی عبور میکند. این پژوهش با روش تحقیقات کتابخانهای و مطالعات نظری نشان میدهد که غلبه بر وضعیت موجود تمدنی، با کنشگری ارادههای سازمانیافته در مقیاس فرد، در سه بعد «اخلاق، عقلانیت، رفتار» و در مقیاس جامعه با تولید «علوم، ساختارها، تکنولوژی» متناسب با بافت بومی و ارزشی امکانپذیر است.